جلسه ۶۶۰
10وتکون الصورة الأخیرة این صورت اخیر كه همین است كه ما داریم در خارج میبینیم این مبدأ میشود برای جمیع آن الات و شرایط و صور و رئیس آنها میشود و آنها خوادم و شُعب این صورت خواهند شد، همه در تحت خدمت این جناب انسانیت در میآیند.
وسینکشف من تلک الأصول از این مطالبی كه گفته شده و مما سیأتی كه چه؟ أن حقیقة الفصول و ذواتها لیست إلا الوجودات الخاصة للماهیات التی هی أشخاص حقیقیة اینها وجودات خاصهای هستند برای ماهیاتی كه در واقع آن وجودات خاصه اشخاص هستند در حقیقت، یعنی همان وجود خاصه شخصیت الشیء به همان وجود خاصه است، نه اینكه تركیبی در آنجا باشد از یك امر مشترك و یك امر دیگر محناز از او.
فالموجود فی الخارج هو الوجود همان وجود است لكن نه وجود به نحو اطلاقی لکن یحصل فی العقل در عقل به وسیله حس یا مشاهده حضوریه اشیاء در ذهن حضور پیدا میكنند من نفس ذاته كه خب البته بعضی مشاهدات حضوریه را به عنوان علم حضوری گرفتند كه خود انسان اشراف علمی به خود آن اشیاء خارجی پیدا بكند بدون ملاحظه حس، یعنی بدون اینكه دست بزند، بدون اینكه چشمش ببیند، بدون اینكه گوشش چیزی را بشنود در وجود خودش تمام حقایق اشیاء را احساس كند، وجودات را در وجود خود به نحو وجود علمی احساس كند، كه به این مشاهده حضوریه میگویند، برای عقل مفهومات كلیه خاصه یا عامه حاصل میشود، یك مسائل مشتركی بین این و او پیدا میشود، یكی از خصوصیات خود شیء حاصل بشود خود زید كه قید غیرقابل انطباق بر غیر است.
ومن عوارضه أیضا از عوارض آن شیء در ذهن حاصل میشود و همینطور عوارض عامه و خاصه ویحکم علیها بهذه الأحکام عقل بر آن اشیاء حكم می كند.
فما یحصل فی العقل من نفس ذاته یسمی بالذاتیات آنكه از ذاتیات خود آن شیء در عقل حاصل میشود بهش ذاتیات میگویند، حیوانیت و ناطقیت و امثال ذلك و آنكه در عقل حاصل میشود نه از ذات او بلكه بخاطر جهت دیگری این جسم است، چون دارای كم است، چون دارای زمان است، چون دارای مكان است چون ثقیل است ا ین را بهش عوارض میگویند، این عوارضی كه بر این شیء حاصل میشود.

