
حقیقت جوهریه انسان و تغییر فصل اخیر
تأثیر سلوک و مراقبه بر تغییر حقیقت وجودی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «حقیقت اشیاء» و نقش «فصل اخیر» در تکون و تعین موجودات میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که هر موجودی، از جمله انسان، دارای یک حقیقت جوهریه است که سایر صور و اعراض، در حکم معدات و ابزارهای آن قرار میگیرند. استاد با تأکید بر اینکه شناخت این فصل حقیقی جز از طریق اشراف بر حقایق عالم امکانپذیر نیست، به تفاوتهای بنیادین در رفتار و اوصاف موجودات اشاره کرده و این تفاوتها را ناشی از تغییر در فصل اخیر میدانند. در ادامه، این قاعده به حوزه سلوک انسانی تعمیم داده میشود؛ بهطوریکه انسان با مراقبه و تهذیب، میتواند حقیقت وجودی خود را ارتقا داده و صور مادون را تحت سیطره صورتهای عالی قرار دهد. در پایان، با هشدار نسبت به خطر قساوت قلب و استدراج، بر ضرورت توجه به آینه وجودی و محاسبه نفس برای جلوگیری از سقوط به درکات حیوانی تأکید میشود.
حقیقت جوهریه انسان و تغییر فصل اخیر
6علت تفاوت اوصاف ظاهرى امام علیهالسّلام با بقیه
علت اینكه اوصاف ظاهرى امام علیهالسّلام حتى با بقیه تفاوت مىكند بهخاطر آن فصل اخیر است. علت اینكه بدن امام علیهالسّلام مقدس و مطهر است و با بدنهاى ما و امثال ما یك مقدار اختلاف دارد. همین بفهمى نفهمى!! بدن ما را در مزبله هم بیندازند برایش زیاد است ولى بدن امام علیهالسّلام را ملائكه بىوضو دست نمىزنند! یکقدری و یك كمى باهم اختلاف داریم! یك مختصری!!
این بهخاطر همان صورت جوهریتى است كه بر نفس ملكوتى امام علیهالسّلام این مسئله عارض مىشود و بهواسطۀ او آن صورت نباتیتِ حیوانیت تغییر پیدا مىكند؛ صورت حیوانیتى كه بر بدن امام علیهالسّلام یا ولىّ خدا هست با آن صورت حیوانیت ما فرق مىكند و آن صورت نباتیت او با صورت نباتیت ما فرق مىكند و صورت جسمانیت او دراینصورت فرق مىكند و در اینجا دیگر مسائلى است كه چطور زمین و زمان كه اینها همه مجرد نیستند و ماده هستند و آن مشاهدۀ ظاهرى ما كه ما آنها را ماده مىبینیم آنها از حیثیت ظاهرى امام بهرهمند مىشوند و آنها از همان بدن ظاهرى امام متأثر مىشوند!
اینكه الآن شما به حرم حضرت معصومه سلاماللهعلیها مشرف مىشوید و فضاى آنجا را جدا مىبینید بهخاطر بدن حضرت معصومه است كه در اینجاست والاّ روح حضرت معصومه كه آن دیگر در جایی و در قالبی نمىگنجد. به صرف اینكه این بدن یك تعلقى با آن روح دارد، همین بدن مكان را هم عوض كرده است! همین بدن، نه روح! آن روح كه بهجای خود هست، این تعلقى كه این بدن با این روح داشته است، همین بدن، مكان، آجر، گچ، سیمان، سقف و سرا را عوض مىكند. این بدن تغییر مىدهد بهخاطر اینكه این بدن در تحت سیطرۀ فصل اخیر قرار گرفته است نهاینکه این بدن با بقیه فرق مىكند. خب این بدن، بدن است و این هم گوشت و پوست و استخوان مثل سایر افراد بود و چند صباحى در این دنیا بود و بعد هم بالأخره فوت و موت عارض شد. نه، با این بیانى كه مرحوم آخوند در اینجا میفرمایند ما مىتوانیم مسئله را خیلى بالاتر ببریم. البته شاید هم منظور ایشان از حكمت عرشیه همین باشد كه من دارم در اینجا عرض مىكنم منتها اشارات ایشان در اینجا كم است و باید بیشتر از این در اینجا مجال سخن مىدادند و جلو مىآمدند. این شناختى كه همۀ مسائل عالم وجود پیدا مىكنند و ارتباطى كه با انسان پیدا مىكنند تمام اینها براساس این محوریت دور مىزند.
