اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت جوهریه انسان و تغییر فصل اخیر

تأثیر سلوک و مراقبه بر تغییر حقیقت وجودی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «حقیقت اشیاء» و نقش «فصل اخیر» در تکون و تعین موجودات می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که هر موجودی، از جمله انسان، دارای یک حقیقت جوهریه است که سایر صور و اعراض، در حکم معدات و ابزارهای آن قرار می‌گیرند. استاد با تأکید بر اینکه شناخت این فصل حقیقی جز از طریق اشراف بر حقایق عالم امکان‌پذیر نیست، به تفاوت‌های بنیادین در رفتار و اوصاف موجودات اشاره کرده و این تفاوت‌ها را ناشی از تغییر در فصل اخیر می‌دانند. در ادامه، این قاعده به حوزه سلوک انسانی تعمیم داده می‌شود؛ به‌طوری‌که انسان با مراقبه و تهذیب، می‌تواند حقیقت وجودی خود را ارتقا داده و صور مادون را تحت سیطره صورت‌های عالی قرار دهد. در پایان، با هشدار نسبت به خطر قساوت قلب و استدراج، بر ضرورت توجه به آینه وجودی و محاسبه نفس برای جلوگیری از سقوط به درکات حیوانی تأکید می‌شود.

حقیقت جوهریه انسان و تغییر فصل اخیر

4
  • ما كارهاى خراب خودمان را مى‌خواهیم به‌حساب نیاوریم آن‌وقت از تشیع مایه مى‌گذاریم! از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام مایه مى‌گذاریم، از آنها عقب‌نشینى مى‌كنیم، از آنها دست برمى‌داریم، از آنها كنار مى‌زنیم و از آن‌طرف مى‌آییم مدام چیز می‌کنیم. امام رضا هم مى‌گوید که خیلى خب، شیرهاى آن طرفی هم داریم حالا ما در دنیا یك شیر درست كردیم و آن بدبخت را سه لقمه كرد ولى آن‌طرف هم داریم و در خدمتتان هستیم! تشریف بیاورید آماده است! خیلى باعث نورانیتش است و مسائلى كه باعث نورانیت بشود آنجا آماده داریم و به خدمتتان مى‌رسیم! خلاصه با دم شیر نمى‌شود بازى كرد بیخود ما این‌طرف و آن‌طرف نزنیم و بهتر است که به عقل بیاییم و حرمت‌ها را نگه داریم و حفظ كنیم! علىٰ‌كلّ‌حال مسئله خیلى مسئلۀ دقیق و حساسى است و غیرت خدا اینجا اجازه نمى‌دهد كه هركسى هر کاری دلش مى‌خواهد بكند!

  • شناخت فصلیت به‌واسطۀ اشراف بر حقیقت افاضه و اضافۀ اشراقیه

  • این مسئله كه شناخت فصلیت چیست، غیر از اشراف [شناخته] نمی‌شود. بله، یك توهمات، اجمالات، تخیلات و تصوراتى در ذهن مى‌آوریم كه یك چیز و خصوصیتی باید در این باشد كه در آن نباشد، اینها را همه مى‌فهمند ولى آنچه كه واقعیتش است كه بگذاریم در مشتمان و بگوییم که این، این است، این برای غیر از افرادی كه اشراف و اطلاع بر حقیقت افاضه و اضافۀ اشراقیه دارند امكان ندارد كه به این مسئله برسند. بندۀ ‌خدا بوعلى که خدا او را بیامرزد با آن ‌همه فهم و ادراكش اعتراف كرد و صاف گفت كه ما نمى‌توانیم به این قضیه برسیم و دیگر خیال خودش را راحت كرد و به مسئله و عجز خودش پى برد و همین پى‌ بردن به عجزهایش بود که بالأخره دستش را گرفت و در آخر حال‌و‌هوایش را تغییر داد.1

  • تا انسان درد را نبیند به‌دنبال درمان نمى‌رود! ما همه در علوممان طبل توخالى هستیم و سروصدایمان و‌ بادوبودمان زیاد است ولى وقتى احساس كنیم كه توخالى هستیم آن‌وقت به‌دنبال پر كردن آن طبل مى‌رویم و وقتى هم پر شد دیگر صدا ندارد! همۀ این سروصداها به‌خاطر توخالى بودن مسئله است و این نكته عبارت از آن فصل اخیر و مبدأیت فصل اخیر است و به‌اصطلاح مرحوم آخوند كه آن مبدأیت فصل اخیر است كه موجب مى‌شود حقیقت شی‌ء به‌واسطۀ او تحقق پیدا كند كه آن جنبۀ بروز و ظهور اسماء و صفات الهى دارد كه به‌واسطۀ آن جنبه، این شی‌ء در اینجا تكوّن پیدا مى‌كند ولى سایر صور و فصولى كه در اینجا مى‌بینیم اینها جنبۀ معدّات دارند.

    1. . جهت اطلاع بیشتر پیرامون حسرت و اندوه جناب بوعلى سینا و بسیارى از علما و فحول در عجز از ادراك نهایت توحید، رجوع شود به الله شناسى، ج 2، ص 155.