جلسه ۶۵۹
4علیكلحال مساله خیلی مساله دقیق و حساسی است وغیرت خدا اینجا اجازه نمیدهد كه هر كاری هر كسی دلش میخواهد بكند این مساله كه شناخت فصلیت چیست؟ این غیر از اشراف نمی شود بله یك توهمات و اجمالات و تخیلات و تصوراتی در ذهن میآوریم كه یك چیزی باید این تو باشد كه آن تو نباشد یك خصوصیتی ... اینها را همه میفهمند ولی آنچه كه واقعیتش است كه بگذاریم در مشتمان و بگوییم این است این غیر از كسی كه اشراف و اطلاق بر حقیقت افاضه و اضافه اشراقیه دارد برای دیگران امكان ندارد كه به این مساله برسند.
بندهخدا خدا بیامرزدش بوعلی با آن همه فهم و ادراكش اعتراف كرد و صاف گفت كه ما نمیتوانیم به این قضیه برسیم دیگر خیال خودش را راحت كرد و به مساله پی برد و به عجز خودش پی برد و همین پی بردن به عجز بود و بالاخره دستش را گرفت و در آخر حال و هوایش را تغییر داد تا انسان درد را نبیند به دنبال درمان نمیرود ما همه در علوممان طبل توخالی هستیم سروصدایمان زیاد است بادوبودمون زیاد است ولی وقتی كه احساس كنیم كه توخالی هستیم این را احساس بكنیم آن وقت به دنبال پر كردن آن طبل میرویم و وقتی هم پر شد دیگر صدا ندارد این سروصداها بخاطر توخالی بودن مساله است درست شد و این نكته عبارت از آن فصل اخیر و مبدأیت فصل اخیر به اصطلاح مرحوم آخوند كه آن مبدأیت فصل اخیر است كه موجب میشود حقیقت شیء به واسطه او تحقق پیدا بكند كه آن جنبه بروز و ظهور اسماء و صفات الهی دارد كه بواسطه آن جنبه این شیء در اینجا تكون پیدا میكند ولی سایر صور و فصولی كه در اینجا میبینیم اینها جنبه معدات دارند مثلا فرض كنید كه ایشان میفرمایند یك انسان را شما در نظر بگیرید صور متعددی دارد یك صورتش صورت جسمیتش است وزن دارد یك صورتش صورت نباتیش است صورتهای متفاوتی دارد صورت حیوانی دارد صورتی كه در جنبه وضعی د ارد احرازی كه بر انسان هستند از نظر الوان و شكل و از نظر هیئت تركیبیه كه دارند ولی هیچ كدام آنها آن انسان نیستند آن انسان یك مساله دیگر است این صور جنبه معدی برای صورت لائقه بعد دارد و وقتی كه صورت لائقه بعد برای او پیدا شد این صورت در تحت سیطره او قرار میگیرد یعنی وقتی كه صورت جسمیت استعداد برای نباتیت شدن را دارد همین كه تبدیل به نباتی میشود این صورت جسمیت در استخدام صورت نباتی به شكل و شمایل خود را پیدا میكند آن وقت دیگر آجر نیست و وقتی صورت نباتی استعداد صورت حیوانیت را دارد و این صورت نباتی تبدیل به حیوان شد نه اینكه در همان جهت نباتی خودش باقی ماند خب آن میشود درخت همین كه تبدیل به حیوان میشود آن نباتیت خود رادر استخدام حیوانیت قرار میدهد تا اینكه میرسد به صورت نطقیت و همه اینها در زیرمجموعه این فصل اخیر شكل پیدا میكند و ظهور پیدا میكند و اشكال و رفتار مختلفی شما از این مشاهده میكنید درست شد پس این فصل اخیر است كه سایر فصول را در تحت این احاطه خودش درمیآورد و به او شرافتی میدهد كه از سایر انواع متمایز میشود.

