جلسه ۶۵۹
5همین مطلب را كه ایشان تا اینجا بیان كردند ما همین مطلب را كش میدهیم و ادامه میدهیم و آن حقیقت جوهریه انسان را حقیقت قرب و بُعد نسبت به مبدأ ما میدانیم و به هر میزانی كه انسان به آن مبدأ خودش نزدیك بشود طبعا آن فصل اخیر او تغییر پیدا خواهد كرد به واسطه مراقبه و تهذیبها و بواسطه سلوك عملی و سلوك عقلانی و سلوك شرعی كمكم صورتهایی كه برای انسان حاصل میشود هركدام از اینها در تحت صورت بالاتر و رقیقتر و دقیقتر و عمیقتری قرار میگیرد و تمام صورتهای مادون خود را به استخدام خودش درمیآورد تا اینكه به مرتبه بالا برسد علت اینكه اوصاف ظاهری امام علیهالسلام حتی با بقیه تفاوت میكند بخاطر آن فصل اخیر است. علت اینكه بدن امام علیهالسلام مقدس است و مطهر است و با بدنهای ما و امثال ما یك مقدار!! اختلاف دارد همین بفهمی نفهمی همچین بفهمی ... بدن ما را درمزبله هم بیاندازند برایش زیاد است ولی بدن امام علیهالسلام را ملائكه بیوضو دست نمیگذارند این یك قدری و یك كمی با هم اختلاف داریم! یك مختصری!
این به خاطر همان صورت جوهریتی است كه بر نفس ملكوتی امام علیهالسلام این مساله عارض میشود بواسطه او آن صورت نباتیت حیوانیت تغییر پیدا میكند صورت حیوانیتی كه بر بدن امام علیهالسلام هست یا ولی خدا با آن صورت حیوانیت ما فرق میكند آن صورت نباتیت او با صورت نباتیت ما فرق میكند دیگر، صورت جسمانیت او فرق میكند دیگر در این صورت و در اینجا دیگر مسائلی هست كه چطور زمین و زمان كه اینها همه مجرد نیستند و اینها ماده هستند و آن مشاهده ظاهری ما كه ما آنها را ماده میبینیم آنها از حیثیت ظاهری امام بهرهمند میشوند از همان بدن ظاهری امام آنها متأثر میشوند این كه الان شما به حرم حضرت معصومه مشرف میشوید و فضای آنجا را جدا میبینید این به خاطر چی است؟ بخاطر بدن حضرت معصومه است كه در اینجاست والا روح حضرت معصومه كه خب آن دیگر در قالب نمیگنجد. به صرف اینكه این بدن یك تعلقی دارد با آن روح مكان را هم عوض كرده همین بدن، همین بدن نه روح آن روح كه به جای خود، این تعلقی كه این بدن با این روح داشته همین بدن مكان را عوض میكند همین بدن آجر را عوض میكند همین بدن گچ را عوض میكند همین بدن سیمان را عوض میكند، همین بدن سقف را عوض میكند، این بدن تغییر میدهد چرا؟ بخاطر اینكه این بدن در تحت سیطره اخیر قرار گرفته نه اینكه این بدن با بقیه فرق میكند خب این بدن گوشت بود این هم گوشت و پوست و استخوان بود مثل سایر افراد چند صباحی در این دنیا بود و بالاخره فوت و موت عارض شد، نه، با این بیانی كه مرحوم آخوند در اینجا می فرمایند، ما خیلی مساله را خیلی میتوانیم بالاتر ببریم، البته شاید هم منظور ایشان از حكمت عرشیه همین باشد كه من در اینجا دارم عرض میكنم، منتهی خب اشارات ایشان در اینجا كم است بیشتر از این میبایستی در اینجا مجال سخن میدادند و جلو میآمدند و همینطور عكس این مساله، عكس این مطلب كه فرض كنید این شناختی كه در همه مسائل عالم وجود پیدا میكنند ارتباطی كه پیدا میكنند با انسان تمام اینها بر محوریت انسان دور میزند عكس این مساله آن بدنی كه در تحت سیطره یك نفس خبیث قرار میگیرد یك نفس شیطانی قرار میگیرد یك نفسی كه فرض كنید كه نفس آدم فاسد قرار میگیرد خود آن بدن هم موجب تأثیر در فضا خواهد شد، همان بدن، شما در یك جا میروید می گویید آخ آخر چقدر ظلمت دارد ...

