اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده

تبیین جایگاه صورت و ماده در تکون موجودات و عالم هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی عمیق فلسفی در کیفیت تحصّل و تکوّن حقیقت اشیاء می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که حقیقت هر موجودی به صورت و هویت صوریه آن بازمی‌گردد، نه به ماده و ابزاری که برای ظهور و ابراز خود به کار گرفته است. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس هنری و طبیعی، نشان می‌دهند که چگونه ارزش و واقعیت یک شیء در گرو هنر و صورت‌گری است، نه در مواد اولیه‌ای که در آن به کار رفته است. در ادامه، این قاعده به مباحثی همچون ارزش نفس ناطقه در بدن، حقیقت عالم مثال، فلسفه سجده ملائکه بر آدم و همچنین چرایی احکام شرعی و تفاوت آن‌ها با واقعیت‌های تکوینی تعمیم داده می‌شود. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که انسان با درک حقیقت صوریه اشیاء، به عالمی معقول و متصل به ملکوت تبدیل می‌شود.

حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده

9
  • استاد: این سؤالی است که قبلاً هم در این مسئله سؤال شده است. باز این مطلب به همین كیفیت برمى‌گردد، اینكه بعداً اینها متوجه مى‌شوند كه قضیه این است، چه كسى این توجه را به آنها مى‌دهد؟ اینكه آنها الآن در یك هم‌چنین وضعیتى این را انجام مى‌دهند این را چه موقعیتى براى آنها به‌وجود آورد؟ آیا از پیش خود است یااینكه نه این یك مرام و یك جریانى است كه این مسئله در آن جریان قرار مى‌گیرد، ما وقتى كه مى‌گوییم: یك امرى حرام است، حرمت این قضیه فقط یك حرمت عادى كه نیست بلکه یك حرمتى است كه این به شخص در موقعیت فعلى و در مقام انتباه با خصوصیاتى كه این شخص دارد برمى‌گردد یعنى در این مجموعه این مسئله مورد ملاحظه قرار مى‌گیرد. وقتى كه ایشان الآن براساس تقلید مقلَّد خودشان كه مرحوم شیخ هادى زین العابدین بوده براساس او این عملى بوده كه مباح بوده و این را انجام مى‌داده و مسئله‌اى نبوده است و علماى سابق و الآن تنباكوهایى كه اینها مى‌كشیدند همه ضرر داشته است ولكن حالا كیفیت برداشت آنها از این ضرر آیا ضرر ضررِ ملزمى نسبت به ترك است یااینكه ملزم نیست اینها چیزهایى است كه این مسئله را آنجا تعیین مى‌كرده است، بر آن اساس یك حكمى را و یك مسئله‌اى را انجام مى‌دهد.

  • ممكن است در آن موقع كه این را انجام مى‌دهد این همان حكم الهى نسبت به خودش را مى‌بیند یعنى مى‌بیند عمل به ظاهر است یعنى الآن خدا براى او همین عمل به ظاهر را مى‌خواهد، گرچه بعد این عمل به ظاهر تغییر پیدا می‌کند. این چه اشكالى دارد؟ آن حكم را همین عمل به ظاهر مى‌بیند و استغراق در آن مراتب كلى موجب توجه خاص به تك‌تك این احكام در مراتب جزئى نخواهد شد كه انسان به تمام احكام در مراتب جزئیه توجه داشته باشد بلكه همانى كه الآن مقلّد او دارد مى‌گوید که اشكال ندارد، این را الآن به‌عنوان یك حكم شرعى كه براى او در یك هم‌چنین وضعیتى جعل شده [درنظرمی‌گیرد]، اگر در همان موقع مقلَّد او مى‌گفت که سیگار حرام است، همان موقع احساس مى‌كرد كه براى او حرمت دارد، هیچ فرقى نداشت یعنى این مسئله را در باطن خود احساس مى‌كند كه این الآن به انجام این تقلید نسبت به این مقلَّد موظف است وقتى كه تقلید عوض شد و آن حكم به او ابلاغ شد یا خودش در بعضى از مراتب توجهى كه او براى او پیش مى‌آورد به این مسئله رسید.