اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده

تبیین جایگاه صورت و ماده در تکون موجودات و عالم هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی عمیق فلسفی در کیفیت تحصّل و تکوّن حقیقت اشیاء می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که حقیقت هر موجودی به صورت و هویت صوریه آن بازمی‌گردد، نه به ماده و ابزاری که برای ظهور و ابراز خود به کار گرفته است. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس هنری و طبیعی، نشان می‌دهند که چگونه ارزش و واقعیت یک شیء در گرو هنر و صورت‌گری است، نه در مواد اولیه‌ای که در آن به کار رفته است. در ادامه، این قاعده به مباحثی همچون ارزش نفس ناطقه در بدن، حقیقت عالم مثال، فلسفه سجده ملائکه بر آدم و همچنین چرایی احکام شرعی و تفاوت آن‌ها با واقعیت‌های تکوینی تعمیم داده می‌شود. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که انسان با درک حقیقت صوریه اشیاء، به عالمی معقول و متصل به ملکوت تبدیل می‌شود.

حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده

8
  • تلمیذ: مسئلۀ دیگر این تغییر و اختلافى كه در احكام هست به شرایع مختلف حالا یك‌ دفعه که جنبۀ انشایى پیدا می‌کند و الآن پیغمبر این را نسبت به فرد إخبار می‌کند، منتها بعضی مواقع هست كه مسائلی بوده که بعداً حرام شده مثلاً ازدواج با عمه یا خاله که در شرایع گذشته بوده، ظاهراً یکی از زوجه‌های حضرت ابراهیم علیه‌السّلام عمۀ ایشان بوده یا همین‌طور جمع بین اختین بوده است، اینها به چه نحوی است؟

  • استاد: جمع بین اختین بوده ولى عمه نبوده است شاید دختر خواندۀ پدرش بوده اما عمۀ نسبى نبوده است علیٰ‌کلّ‌حال ببینید برگشت مسئله باز به همان وضعیت استمرارى اوست و مسئله به خود شریعت برنمى‌گردد؛ یعنى آن وضعیت و آن خصوصیت و نفس، یك هم‌چنین چیزى را اقتضاء مى‌كرد. الآن اگر ما كه در زمان رسالت پیغمبر خلق شدیم و به‌دنیا آمدیم و با این وضعیت و خصوصیت هستیم، با این وضعیت در آن زمان بودیم نمى‌توانستیم آن كار را انجام بدهیم. ما كه در آن زمان هستیم حالت نفس و آن كیفیت ارتباطى ما تا اینجا فرق مى‌كند. حالا این براساس تكوین است؟ بله، بالأخره براساس تكوین است و یك سرى خصوصیاتى است كه این خصوصیات را خدا همراه با این نفس و در یك مجموعه‌اى از نفس قرار داده كه به مقتضاى آنها یك امرى هم در آنها حرام مى‌شود ولى امرى كه در آنجا حرام مى‌شود این‌طور نیست كه خدا الآن بگوید که من از حالا به بعد [آن امر را] حلال كردم و آن مفسده را برداشتم و این براى تو دیگر بلامانع است نه، اول تغییرى در اینجا داده مى‌شود و بعد به‌واسطۀ او حلال هم حرام مى‌شود، این به همان جنبۀ تكوینى برمى‌گردد.

  • تقلید اولیاء

  • تلمیذ: مسئلۀ دیگر راجع به تقلید اولیاء هست، آنها که به آن مرتبۀ إخبار رسیدند مثل مرحوم آقا که مقلِّد نسبت به اجتهاد خودشان بودند و مثل مرحوم آقای حداد، اگر در مرتبۀ إخبار رسیده چطور بعضی از محرماتی که در نظر مرجعشان بوده انجام می‌دادند و این را خودشان متوجه نشدند تا موقعی که متوجه شدند که نظر مرحوم آقا بر این است که سیگار حرام است، ترک کردند.