
حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده
تبیین جایگاه صورت و ماده در تکون موجودات و عالم هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی عمیق فلسفی در کیفیت تحصّل و تکوّن حقیقت اشیاء میپردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که حقیقت هر موجودی به صورت و هویت صوریه آن بازمیگردد، نه به ماده و ابزاری که برای ظهور و ابراز خود به کار گرفته است. استاد با استفاده از مثالهای ملموس هنری و طبیعی، نشان میدهند که چگونه ارزش و واقعیت یک شیء در گرو هنر و صورتگری است، نه در مواد اولیهای که در آن به کار رفته است. در ادامه، این قاعده به مباحثی همچون ارزش نفس ناطقه در بدن، حقیقت عالم مثال، فلسفه سجده ملائکه بر آدم و همچنین چرایی احکام شرعی و تفاوت آنها با واقعیتهای تکوینی تعمیم داده میشود. این بحث در نهایت به این نتیجه میرسد که انسان با درک حقیقت صوریه اشیاء، به عالمی معقول و متصل به ملکوت تبدیل میشود.
حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده
7مرحوم آخوند این مطالب را مىگویند كه ببینید حقیقت شیء به چه مسئلهاى برمىگردد! آیا به جنبۀ ظاهری او برمىگردد یا این مسئله به جنبۀ حقیقى او دور مىزند!
تلمیذ: این جنبۀ ربطى را همۀ موجودات دارند؟ پس چرا انسان مسجود قرار گرفت؟ اگر صرف این باشد که مربوط به همه است.
استاد: بله، چون جنبۀ ربطى داریم تا ربطی؛ یك ربط است با یك جلوۀ خاص و یك ربط است با كلِّ جلوه. «اللهُمَّ إنّی أسألُكَ بِالتَّجَلّی الأعظَمِ فی هَذِهِ اللیلَةِ مِنَ الشَّهرِ المُعَظَّمِ»1 آن جنبۀ ربطى با تمام تجلى اسماء و صفات است ولى در سایر اینها نه، با اسامى جزئیه و محدودیت جزئیۀ وجودى است لذا بهخاطر آن جهت است كه [انسان] مقام خلافة اللهى دارد.
تلمیذ: اینکه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم قبل از بعثت به چه دینى بوده و به چه مسائلی اهمیت میداده با حرف شما منتفی میشود؟ یعنی هیچ دینی حاکم نبود.
استاد: نه آن ﴿قُلۡ بَلۡ مِلَّةَ إِبۡرَٰهِۧمَ حَنِيفٗا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾؛2 ملت، ملت ابراهیم بوده است.
تلمیذ: بالأخره پیامبر باید از یك جایى دستورات را بگیرد؟
استاد: از آن ملت ابراهیم! از کجا میگویید که نبوده؟! مگر شما در شکم پیامبر بودید؟!
تلمیذ: این که در کتب داریم یک حج بوده و بعضی از موارد خاص که در زمان جاهلیت هم بوده است.
استاد: آنچه را كه پیامبر انجام میداد؛ نماز بود، روزه بود، محرمات را ترك مىكرد، واجبات را انجام مىداده و آنچه كه در ملت حضرت ابراهیم بود را انجام میداده است. البته یك تغییرات و تحولاتى بوده كه آن تغییرات و تحولات مقتضاى خود «بُعثتُ لأتمِّمَ مکارمَ الأخلاق»3 بوده كه باید در وقت خودش بیاید نهاینکه نبوده، بوده است. یك وقتى هست ولی مىگویند: انجام نده، هست ولى مىگویند: انجام نده لذا در وقت خودش، این مطلب غیر از این است كه جعل بشود و مقام جعلى درست بكنیم و از این چیزها.
- . بلد الأمین، ج ۱، ص ۱۸۳.
- . سوره بقره (2) آیه 135.
ترجمه: «[یهود و نصاری گفتند که به آیین ما درآیید تا راه راست یافته و طریق حق پویید]، (ای پیغمبر در جواب آنها) بگو: بلکه ما آیین ابراهیم را پیروی میکنیم که به راه راست توحید بود و از مشرکان نبود.» (محقق) - . مکارم الأخلاق، ج ۱، ص ۸؛ بحارالأنوار، ج 68، ص 373.
