اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده

تبیین جایگاه صورت و ماده در تکون موجودات و عالم هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی عمیق فلسفی در کیفیت تحصّل و تکوّن حقیقت اشیاء می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که حقیقت هر موجودی به صورت و هویت صوریه آن بازمی‌گردد، نه به ماده و ابزاری که برای ظهور و ابراز خود به کار گرفته است. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس هنری و طبیعی، نشان می‌دهند که چگونه ارزش و واقعیت یک شیء در گرو هنر و صورت‌گری است، نه در مواد اولیه‌ای که در آن به کار رفته است. در ادامه، این قاعده به مباحثی همچون ارزش نفس ناطقه در بدن، حقیقت عالم مثال، فلسفه سجده ملائکه بر آدم و همچنین چرایی احکام شرعی و تفاوت آن‌ها با واقعیت‌های تکوینی تعمیم داده می‌شود. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که انسان با درک حقیقت صوریه اشیاء، به عالمی معقول و متصل به ملکوت تبدیل می‌شود.

حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده

6
  • یك وقت من در كربلا شب ایستاده آب مى‌خوردم آقاى حداد فرمودند كه آقا شب‌ها بنشین و ایستاده آب خوردن در شب كراهت دارد، ایشان که این مطلب را می‌گوید از كجا مى‌گوید؟! ایشان طب خوانده است که این حرف را مى‌زند یا به آزمایشگاه رفته است؟! نه، دارد یك واقعیتى را مى‌بیند كه آن واقعیت را ما نمى‌بینیم، به ما مى‌گویند که انجام بده، خب چرا؟! زهر مار چرا! خب بخور! هرچه هست چرا چرا می‌کنی، كوفت! خب اگر می‌خواهی انجام بده، مى‌گویند: آقا براى خودت بد است، اگر بد نیست خب بخور نوش جانت!!

  • برگشت اوامر مولویه به جهل انسان

  • مقام تمام اینها مقامات إخبار است، منتها إخبار از چیست؟ إخبار از یك واقعیت و حقیقتى است كه آن مقام اخبار براى جاهل انشاء مى‌شود، لذا كسى كه به آن مقام إخبار برسد دیگر نیاز به انشاء ندارد و این بحث، بحث فقهی مى‌شود كه آیا انسان براى ترتّب احكام بر او و الزام‌هایى كه براى او مى‌شود، نیاز به امر مولا دارد یا ندارد. تمام اوامر مولویه به جهل ما برمى‌گردد. برای امیرالمؤمنین علیه‌السّلام چه امر به وجوب صلاة ظهر بیاید یا نیاید ایشان صلاة ظهرش را مى‌خواند. مای بدبخت هستیم که باید امر به صلاة ظهر بیاید بعد هم چماق و تنۀ درخت به ما نشان بدهند تااینكه به اجبار به صلاة ظهر و صلاة عصر بخواهیم بپردازیم. آن على نیازى به چماق و تهدید و عقاب ندارد.

  • معنای حدیث «وَجَدتُكَ أَهلاً لِلعبادةِ»

  • خیلى این عجیب است! «ما عبدتُكَ طمَعاً فى جنَّتكَ و لا خوفاً مِن ناركَ و لكن وَجَدتُكَ أهلاً لِلعبادةِ فَعَبَدتُكَ»؛1«وَجَدتُكَ أهلاً لِلعبادةِ»؛ یعنى من به مقام إخبار رسیدم و دیگر از مقام انشاء گذشتم، اصلاً بگویى یا نگویى براى من دیگر فرقى نمى‌كند. این حقیقت و این وجود و این تعیّن در ارتباط با آن تعیّن لایتناهى باید این را انجام بدهد و باید این كار را بكند، حقیقتش‌ حقیقتى است كه اقتضاى این مسئله را مى‌كند و خود را به‌واسطۀ این مطلب به تو نزدیك مى‌كند. این مطلب را على علیه‌السّلام مى‌فهمد و الاّ امثال بنده و امثال بنده تا قیامت نخواهیم فهمید مگر اینكه همان راه على را برویم كه عرفا و اولیاء الهى رفتند! آنها هم این مطلب را مى‌فهمند و ادراک مى‌كنند والاّ اگر به ما نگاه مى‌كنى باید تا قیامت كتاب ورق بزنیم و دنبال سند بگردیم و دنبال اسماعیل بن بزیع بگردیم که آیا سلسلۀ روایتش درست است یا نه!

    1. عوالی اللئالی، ج ۱، ص 4۰4؛ بحارالأنوار، ج 67 ، ص 234.