جلسه ۶۵۷
5تمام اینها مقام مقامات اخبار است منتهی اخبار از چیست؟ اخبار از یك واقعیتی است، اخبار از یك حقیقتی است كه آن مقام اخبار برای جاهل میشود انشاء، لذا كسی كه به آن مقام اخبار برسد نیاز به انشاء ندارد، این دیگر نیاز به انشاء ندارد این بحث میرود در بحث فقهی، كه آیا انسان برای ترتب احكام بر او و الزامهایی كه برای او میشود آیا نیاز به امر مولا دارد یا ندارد؟
تمام اوامر مولویه همه به جهل ما برمیگردد، امیرالمؤمنین علیهالسلام چه امر به وجوب صلا ظهر بیاید برایش یا نیاید آن صلا ظهرش را میخواند، مای بدبخت باید امر به صلا ظهر بیاید بعد هم چماق و تنه درخت به ما نشان بدهند تا اینكه مجبوری به صلای ظهر و صلای عصر و اینها بخواهیم بپردازیم آن علی نیازی به چماق و تهدید و به عقاب ندارد خیلی این عجیب است «مَا عَبَدْتُک طَمَعاً فِی جَنَّتِک وَ لَا خَوْفاً مِنْ نَارِک وَ لَکنْ وَجَدْتُک أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُک»1 یعنی من به مقام اخبار رسیدم، دیگر از مقام انشاء گذشتم، بگویی یا نگویی برای من دیگر فرقی نمیكند، برای من تفاوتی ندارد این حقیقت، این وجود، این تعین در ارتباط با آن تعین لایتناهی باید این را انجام بدهد، باید این كار را بكند، حقیقتش حقیقتی است كه اقتضای این مساله را میكند و خود را بواسطه این مطلب به تو نزدیك میكند، این مطلب را علی میفهمد والا بنده و امثال بنده تا قیامت نخواهیم فهمید، مگر اینكه همان راه علی را برویم كه عرفا و اولیاء الهی رفتند، آنها هم میفهمند آنها هم این مطلب را میفهمند و درك میكنند والا ماها را نگاه میكنی باید تا قیامت كتاب ورق بزنیم، دنبال سند بگردیم، دنبال اسماعیل بن بدیع در سلسله روایتش آیا این درست هست یا نه؟
مرحوم آخوند این مطالب را میگویند كه ببینید حقیقت شیء به چه مسالهای برمیگردد؟ آیا به جنبه واقعی او برمیگردد؟ یا به جنبه حقیقی او این مطلب این مساله دور میزند؟
- بحارالانوار ج ٦٩ ص ٢٧٨

