جلسه ۶۵۷
1اعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یتفطن اللبیب منها بأن کل حقیقة ترکیبیة فإنها إنما تکون تلک الحقیقة بحسب ما هو منها بمنزلة الصورة لا ما هو منها بمنزلة المادة بعد از مطلبی كه مرحوم آخوند ذكر كردند كه واقعا مطلب، مطلب بسیار رشید و عمیقی بود و كیفیت بطور كلی تحصّل و تكوّن حقیقی الاشیاء كه به همان صورت شیء برمیگردد نه به ماده شیء، كه در واقع ماده آن جنبه ابزار را دارد برای آن نمودار حقیقی الشیء و از خودش چیزی ندارد، از خودش ارزشی و استقلالی ندارد در مقام ابراز و مقام اظهار، مثل فرض كنید موادی كه این مواد هیچگونه ظهور و بروزی ندارند مواد نقاشی كه از خودشان استقلالی ندارند، از خودشان ظهور و بروزی ندارند، از خودشان ارزشی ندارند، ارزش این مواد به آن دست ارزشمند نقاش و مصوّر است كه چگونه اینها را به صورتی و به شكل و شمایلی درمیآورد كه قیمتی برای آن نمیشود گذاشت، آن هنری است كه مصور آن هنر را ابراز میكند، یك ماده را شما دست یك نفر آدم عادی بدهید یك صورتی را میكشد كه شما فقط آن را میگیرید و به دور میاندازید، ولی همان ماده و با همان كیفیت را به دست یك صورتگری میدهید تابلویی از او درست میكند كه در ارزش نمیگنجد در قیمت اصلا نمیگنجد در حالیكه این ماده یكی است هردوی اینها موادی بودند آب رنگ و یا مداد بودند، آنكه آمده و این را به این كیفیت برگردانده آن غریزه مصور در اینجا بوده و آن خبرویت و هنرمندی مصور است كه یك همچنین تابلویی درست میكند كه برای این تابلو نمیتوانند قیمتی بگذارند، در حالتی كه ماده همان است ماده و موادی كه در اختیار این قرار گرفته این مواد را از آسمان نیاورده، از همینجا و كیفیت اقلام و اینها آمده این مطلب را سرهم كرده، این عبارت است از همان حقیقت شیء، در واقع وقتی كه شما دارید نگاه میكنید به یك دید عمیقتر به صورت و به نقش دارید نگاه میكنید، آن قیمتی را كه برای این تابلو میدهید قیمت خود این الوان نیست، قیمت این الوان اگر بخواهد باشد این قیمتش با آن تابلوی دیگری كه كس دیگری كشیده چه فرق میكند؟ ممكن است تابلوی دیگر رنگش هم بیشتر به كار برده باشد، بیشتر الوان را درش بكار برده باشد اصلا خرابش كرده نهتنها هیچ مزیتی برای آن نیاورده بلكه خرابش هم كرده و یك تومان هم نمیخرند این تابلویی كه كشیده، این كه الان شما دارید نگاه میكنید به این تابلو و دارید عكس میگیرید ازش و قیمت میگذارید و میگویید عجب عجب، این عجبعجب دارد به آن خبرویت برمیگردد، نه به الوانی كه در اینجا قرار گرفته، در واقع به آن موادی كه در اینجا به كار رفته شما عجب نمیگوئید، به آن دست هنرمندی كه خودش را در این تابلو نشان داده است شما دارید عجب میگوئید والا مواد كه همان مواد است، همان را بنده بكشم دوتا یك تومانی هم این تابلو را نمیخرند، ولی همین را شما میدهید دست كمالالملك و او برای شما همین را میكشد حتی با مادههای كمتر و با مواد كمتر و با نقش و نگار كمتر، آن وقت روی تابلوهای او قیمت نمیتوانند بگذارند، خب موادی كه من به كار بردم كه بیشتر از او است، آن الوانی كه من به كار بردم كه بیشتر از اوست چرا این ارزش ندارد؟ پس این ارزش به مواد نیست ارزش به هنر است، آن هنر میشود صورتالشیء.

