جلسه ۶۵۷
8تلمیذ: حكم واقعی دو جنبه پیدا می كند نسبت به ما
استاد: نه خیر
تلمیذ: ... ..
استاد: شما در تقیه چه میگوئید؟ تقیه حكم ظاهری است یا حكم واقعی است؟ خود امام هم دارد تقیه انجام میدهد و تكرار هم نمیكند، خود تقیه حكماللَه واقعی در این موقعیت خاص می شود، نه اینكه حكم ظاهری، یك حكم ظاهری ما داریم، آن حكم ظاهری حكمی است كه در مقابل حكم واقعی است و یكی هم حكماللَه واقعی است كه در مقام لوح محفوظ است از جمله احكامی كه در لوح محفوظ است یكیش مساله تقیه است، یكیش همین فرض كنید حكم ظاهری به عنوان حكم در مقام عمل است، حكم در مقام عمل این حكم حكمی است كه الان برای من در این وضعیت و در این موقعیت جعل شده و تشریع شده و باید به او عمل بشود، این حكم در مقام عمل است حالا گاهی از اوقات همراه با این حكم ظاهر علم به حكم واقع پیدا میشود علم به حكم واقع یعنی حكم ابتدائی یعنی حكم اولا بلا اول نسبت به او یك علمی پیدا میشود گاهی نمیشود، اگر پیدا نشد نسبت به او پس معلوم میشود خواست خدا این نبوده كه نسبت به او من علم پیدا بكنم، خواست خدا بر این نیست، خواست خدا بر این است كه فعلا نسبت به همین حكمی كه الان با این شرایط خاص حالا یا مساله، مساله تقیه است یا مساله، مساله مقلَّد است یعنی فتوای مقلد است یا مساله مساله خود مجتهد است خود آن مقلِّد نسبت به تقلید یكی هم مساله مساله خود مقلَّد است برای او برای انسان این مساله الان در اینجا حاصل میشود، خب همین حكم ظاهری هست یك دفعه بر حسب اتفاق شما میبینید دست میكند یك كتاب درمیآورد میبیند حكم خلاف است، این حكم واقعی میشود خب این چرا تا دیروز اتفاق نیفتاد، پس این امور همه از یك جای دیگر اینها میآید و نسبت به این فرد یكییكی اینها قرار میگیرد، آن حكمی كه آن شخص در آن مرتبه مكلف است انجام بدهد این میشود حكم، حكم واقعی، حكم واقعی برای او در این ظرف خاص، حكم واقعی دیگری كه هست حكم واقعی اطلاقی هست یعنی ظرف خاصی در آنجا لحاظ نشده است الخمر حرام تمام شد ولكن حكم واقعی در مقام عمل همین الخمر حرامٌ برای فردی كه در مقام موت است میشود الخمر واجبٌ، در مقام موت است این چیست؟ این حكم میته و اینها دارد، آیا آن حكم، حكم ظاهری است، واقعی میشود دیگر، یعنی شارع اصلا جعل كرده، من شارع من اللَه من شارع جعل كردم كه در این موقعیت خاص كه حیات تو مشروط و منوط به شُرب خمر است، به عنوان وجوب جعل حكم كردم، خب این ظرفیت برطرف شد دوباره حرمت را جعل میكنم خب هر دو می شود حكم اللَه واقعی، این حكم میشود حكم ترتب، این در آن ظرف آن جنبه را دارد این هم در اینجا، نسبت به موضوع، موضوع خاص حكم خاص را میطلبد دیگر این موضوع در این فرض كنید شرایط این حكم را دارد به جعل شارع، نه به جعل مقلِّد و به جعل فرض كنید مكلف، مكلف جعل نكرده است شارع جعل كرده خود شارع جعل كرده كه در حال مرض این دارو را گرچه نجس است باید بخوری، چون مرض تداوی منوط به شرب این دوا میماند و بلكه در این دوا هم الكل باشد، اشكال ندارد باید بخوری اگر هم نخوری به عنوان قتل نفس محترمه تو را عقابت هم میكنند، تو آن دنیا میگویی بابا این دارو نجس بود غلط كردی كی گفت نجس بوده؟ همان كه نجس است میگوید بخور، مگر من نگفتم نجس است، مگر من جعل نجاست نكردم آنی كه جعل نجاست كرده همان هم جعل وجوب شرب كرده، نجاست را برنمیدارد ولی بالاخره حرمت استعمال را برمیدارد، آن حرمت استعمال را كی آورد؟ شارع همان حرمت استعمال را برمیدارد پس هردو جعل شارع است، دیگر من كه جعل نكردم پس این حكم ظاهری كه میگویند حكم ظاهری آنی است كه در مقابل حكم واقعی است نه یك همچنین چیزی نیست، حكم ظاهری آن حكمی است كه مكلف آن حكم را برای خود واجب ببیند، آن حكم را حرام ببیند به آن میگویند حكم ظاهری حالا یا حكم ظاهری با حكم دیگر اطلاقی غیر از مقام علم و جهل غیر از آن مقام منطبق میشود یا نمیشود؟ اگر شد میشود حكم واقعی اصطلاحی، اگر نشد این حكم واقعی است برای من در موقعیت فعلی تا زمانی كه رفع جهل نشود وقتی كه رفع جهل شد دیگر تبدل حكم است پس هردو یكی است دیگر تفاوت نمیكند

