اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۵۷

0
اسفار

فصل(7) في تحقيق اقتران الصورة بالمادة 17-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۵۷

10
  • ده بود آن، نه دل که اندر وی‌***گاو و خر باشد و ضیاع و عقار
  •  این شعر مال ثنائی است ظاهرا، وقتی كه انسان توجه به آن عالم نداشته باشد و فقط توجه به ظاهر داشته باشد این گاو و خر است گرچه این گاو و خر دارد روی دو پا راه می‌رود آن انسانی انسان است كه متصل به ملكوت باشد ومن هذا السبیل تحقق وجه لما صار إلیه لام نداشته باشد بهتر است ما صار الیه قدماء المنطقیین من تجویز التحدید بالفصل الأخیر گفتند كه می‌شود اصلا تحدید یك شیء را به همان فصل اخیرش آورد، چون حقیقی الشیء همان فصل اخیر است نه اینكه جنسش و اینها آن دیگر جزء حقیقی الشیء به حساب نمی‌آید مهم در ذات شیء همان فصل اخیر اوست كه بروز و ظهور اوست مع أن الحد عندهم لیس لمجرد التنزیل لاکتناه حقیقة الشیء و ماهیته با اینكه آنها ظهور مجرد تنزیل نیست در مقام اعتبار بلكه حقیقت الشیء به همان صورت و ماده و ذاتی او برمی‌گردد البته در اینجا مرحوم علامه یك اشكالی كردند كه تحدید به همان ذاتیات برمی‌گردد و به نظر من همان مساله بالا صحیح است كه به خود فصل آن حقیقت شیء است و اینكه فصل جنس را هم در ضمن حد شیء می‌آورند فقط این مقام ابهام به آن ذات را می‌رساند والا شما هم نیاوردید باز فرض كنید وقتی انسانیتی را كه شما آن انسانیت را تصور می‌كنید، آن انسانیت خود او با همان جنبه جنس بودن او عجین است و یك حیوانی است كه فلان است و ناطقیت هم در آنجا شده، نفس اینكه بگویی ناطقٌ خود آن ناطقیت معلوم است، خب معلوم است آن به آجر نمی‌چسبد، آن ناطقیت به درخت نمی‌چسبد به سنگ و چوب نمی‌چسبد، آن ناطقیت به حیوان تعلق می‌گیرد لذا می‌گوییم این اشكال مرحوم علامه وارد نیست

  •  تلمیذ: خود ماده بما هی ماده دارای یك حقیقتی هست؟