اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی فلسفی ارزش انسان و جایگاه امام

تفاوت نگاه مادی و صوری در تعیین ارزش وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تبیین دقیق رابطه ماده و صورت در فلسفه، به نقد نگاه‌های مادی‌گرایانه به انسان و حقوق بشر می‌پردازد. بحث از اینجا آغاز می‌شود که ارزش هر موجود در عالم، نه به ماده و جسمیت آن، بلکه به صورت نوعیه و کمالی است که بر آن عارض می‌شود. استاد با استفاده از این مبنای فلسفی، تفاوت جوهری انسان با حیوان و همچنین تفاوت مراتب انسانی را تحلیل کرده و نتیجه می‌گیرد که امام علیه‌السلام به عنوان صورتِ عالم وجود و کمال مطلق، ارزش‌بخش به کل هستی است. در ادامه، این نگاه فلسفی به مسائل اجتماعی و اخلاقی تسری یافته و بر ضرورت حفظ حریم امام به عنوان اوجب واجبات تأکید می‌شود. در پایان، با نقد برخی رویکردهای سطحی به دین و اخلاق، بر لزوم عبور از ظاهر مادی و توجه به حقیقت صوری و باطنی در شناخت مقامات الهی تأکید می‌گردد.

مبانی فلسفی ارزش انسان و جایگاه امام

5
  • پس سرّ عالم وجود و اینكه گفته مى‌شود امام علیه‌السلام ناموس خلقت است به‌خاطر همین جهت است یعنى نتیجۀ عالم خلقت در وجود امام علیه‌السّلام نهفته است و به همین جهت این صورت فصلیۀ امام است كه اقتضاء این خصوصیات و شرایط را براى امام مى‌كند، اگر امام مثل بقیۀ افراد بود كه این مزایا را نداشت، اگر [فقط] علمش بیشتر بود، [خب] خیلى‌ها هستند علمشان كم است زیاد است متفاوت است پایین و بالا دارند، اگر امام [فقط] تقوایش زیاد بود این مزیت نبود! چون خیلى‌های دیگر هم هستند که تقوا دارند، پرهیز دارند، مستحبات را عمل مى‌كنند و از كراهت‌ها دوری می‌نمایند.

  • ما یک‌دفعه با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ و مرحوم حاج میرزا حسن نورى همدانى پیش یك بنده خدایی براى دیدن ایشان به مناسبتى رفتیم كه الآن [هم در قید حیات] است و از شاگردان مرحوم علاّمه طباطبایى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ است. نهایت تعریفى كه از مرحوم علاّمه طباطبایى مى‌كرد این بود: ایشان فردى است كه ترك اولىٰ نه در خلوت و نه در جلوت از ایشان مشاهده نمى‌شود! مرحوم آقا خنده‌اى كردند و وقتى بیرون آمدیم گفتند که آخر این تعریف براى علاّمه شد؟! علاّمه كجا و اصلاً مقام فعل و عمل كجا، این شخص چه مى‌گوید؟! ترك اولىٰ نه در خلوت و نه در جلوت! ترك اولىٰ را ممكن است یكى به خودش فشار بیاورد و فرض كنید كه حالا خیلى دقت كند و هر كارى كه مى‌خواهد بكند چند دقیقه صبر كند و هر حرفى كه مى‌خواهد بزند قبلش سكوت كند و انجام دهد.

  • یك روایتى ظاهراً از امام رضا علیه‌السّلام چند روز پیش نوشته بودند که اگر كسى قبل از صحبت چند لحظه تأمل كند به پشیمانى مبتلا نخواهد شد.1 خب حالا اگر كسانى از همین افراد عادى بخواهند این كلام امام رضا را عمل كنند، چقدر در رفتارشان تأثیر مى‌كند؟! چقدر در بیانشان تأثیر مى‌كند؟! خب علاّمه طباطبایى این است؟! یعنى این مقامش است كه حالا فرض بكنید بنده مى‌خواهم ترك اولىٰ انجام بدهم مواظب باشم در صحبت با یكى صدایم بالا نرود؟! خیلى خب، حالا تصنعى هم كه شده [این کار را می‌کند] و خیلى از این سیاست‌مدارها همه همین كار را مى‌كنند، جلوى شما مى‌خندند و تبسم می‌کنند ولی از پشت مى‌روند ترتیب همه را از دم مى‌دهند و خلاصه یك جورى با یك تبسمى سر را پایین می‌اندازد که مى‌گویى این فرد سلمان را در جیب چپش گذاشته و ابوذر را هم در جیب راستش گذاشته و عمار را هم در این جیب بالایى گذاشته است! بمیرم الهى! اما وقتى از آن‌طرف نگاه مى‌كنى مى‌بینى هم‌چنین دارد مى‌چاپد كه فقط مانده زن آدم را بیاید بچاپد! اول و آخر را دارد می‌چاپد، اینها سیاست است! حالا به اینها بگویى که ترك اولىٰ نمی‌کنند! فرض كنید نگاه‌ می‌كنید که چه تقوایی دارد، چه ریشى گذاشته است!

    1. غرر الحکم، ج 1، ص ۱۹۹، با قدری اختلاف.