
مبانی فلسفی ارزش انسان و جایگاه امام
تفاوت نگاه مادی و صوری در تعیین ارزش وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تبیین دقیق رابطه ماده و صورت در فلسفه، به نقد نگاههای مادیگرایانه به انسان و حقوق بشر میپردازد. بحث از اینجا آغاز میشود که ارزش هر موجود در عالم، نه به ماده و جسمیت آن، بلکه به صورت نوعیه و کمالی است که بر آن عارض میشود. استاد با استفاده از این مبنای فلسفی، تفاوت جوهری انسان با حیوان و همچنین تفاوت مراتب انسانی را تحلیل کرده و نتیجه میگیرد که امام علیهالسلام به عنوان صورتِ عالم وجود و کمال مطلق، ارزشبخش به کل هستی است. در ادامه، این نگاه فلسفی به مسائل اجتماعی و اخلاقی تسری یافته و بر ضرورت حفظ حریم امام به عنوان اوجب واجبات تأکید میشود. در پایان، با نقد برخی رویکردهای سطحی به دین و اخلاق، بر لزوم عبور از ظاهر مادی و توجه به حقیقت صوری و باطنی در شناخت مقامات الهی تأکید میگردد.
مبانی فلسفی ارزش انسان و جایگاه امام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تبیین دقیق رابطه ماده و صورت در فلسفه، به نقد نگاههای مادیگرایانه به انسان و حقوق بشر میپردازد. بحث از اینجا آغاز میشود که ارزش هر موجود در عالم، نه به ماده و جسمیت آن، بلکه به صورت نوعیه و کمالی است که بر آن عارض میشود. استاد با استفاده از این مبنای فلسفی، تفاوت جوهری انسان با حیوان و همچنین تفاوت مراتب انسانی را تحلیل کرده و نتیجه میگیرد که امام علیهالسلام به عنوان صورتِ عالم وجود و کمال مطلق، ارزشبخش به کل هستی است. در ادامه، این نگاه فلسفی به مسائل اجتماعی و اخلاقی تسری یافته و بر ضرورت حفظ حریم امام به عنوان اوجب واجبات تأکید میشود. در پایان، با نقد برخی رویکردهای سطحی به دین و اخلاق، بر لزوم عبور از ظاهر مادی و توجه به حقیقت صوری و باطنی در شناخت مقامات الهی تأکید میگردد.
مبانی فلسفی ارزش انسان و جایگاه امام
13صحبت كه مىكند از آن صحبتش میفهمد! مثلاً وقتی که انسان نوارى را گوش مىدهد بدون اینكه گوینده را دیده باشد از كیفیت صحبتش در نوار مىتواند به آن كدورتهاى نفسانى شخص پى ببرد كه چه خبر است!
من یك وقتى به جایى مىرفتم راننده نوار یک بنده خدایی را در ماشین گذاشته بود و این شروع كرد به صحبت كردن دیدم یکدفعه عجیب منقلب شدم گفتم: آقا این كیست؟! گفت: آقا نمىشناسید؟! این فلانى است! گفتم: هان! خب حالا شناختم، اگر هم تا حالا نمىشناختیم حالا شناختیم! خب ما كه اطلاع نداشتیم و تا حالا هم كه نوارش را گوش نداده بودیم، این چه قضیهاى است؟ از آنطرف وقتى كسى صحبت مىكند از كیفیت صحبتش آن نورانیت پیداست، از چشم بهخصوص خیلى پیدا مىشود، مرحوم آقا مىفرمودند: كسى كه دزد هست از چشمش پیداست كه این آدم دزد است، كسى كه اهل معاصى است به چشمش یك نگاه بكنى مىفهمی، همینطور آثارى كه نسبت به مقامات پیدا مىشود.
یك وقتى عكسی از مرحوم علامه طباطبایى بود ـ اتفاقاً آن عكس را من خودم از مرحوم علامه در منزلشان در تهران، در آن جلساتى كه ایشان براى مباحثات با علامه طباطبایى مىرفتند، یك روز دوربین را با خودم آوردم و از ایشان و مرحوم علامه چندتا عكس برداشتم ـ كه با مرحوم آقا رضوان الله تعالیٰ علیه داشتیم نگاه مىكردیم، گفتم: این حالت چشم ایشان حالت فنا را نشان نمىدهد؟ ایشان گفتند: همینطور است! یعنى خود چشم نشان مىدهد كه شخص در چه وضعیتى هست، اینها همه غیر اختیارى است یعنى شخص نمىتواند با خودش یك كارى بكند و این قابل تغییر نیست و آن کسی كه باید بفهمد مىفهمد و میگوید که آقا كلاه بر سرمان نگذار، همینکه به تو نگاه كنیم تا آخر قصه را مىخوانیم، حالا مىخواهى دور بزنى برو خودت را دور بزن. این وضعیت از كجا درمىآید؟! خب معلوم است الآن این شخص صورتش عوض شد، خب چهکار مىخواهد كند؟ حالا این آدم اگر بخواهد بگوید که من توبه كردم، دیگر اینها را كنار گذاشتم، خدایا غلط كردم و توبه كردم و مىخواهم برگردم، این صورتى كه مىخواهد عوض بشود آیا بدون تعلق به ماده مىتواند عوض شود؟ خیر! این ماده مىخواهد و باید از آن راهی که رفته بود برگردد و تألّم بكشد و كمكم شروع به چرخیدن كند تا آن صورت حیوانى كه الآن همراهش است كمكم كمرنگ بشود، كمرنگ بشود تااینكه دور بزند و برگردد و تبدیل به یك صورت انسانى بشود و بدون ماده نمىشود. حالا اگر شما صورت بدون مادهاى دیدید یا خودتان تصور كردید این حرف دیگری است. آیا شما بدون ماده چیزى احساسى كردید؟
