اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۵۶

0
اسفار

فصل(7) في تحقيق اقتران الصورة بالمادة 11-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۵۶

4
  •  مساله ارزش‌ها هم بر مبانی فلسفی متكی است یعنی همین مبنای فلسفی است كه می‌آید و ارزش درست می‌كند و مسائل اخلاقی را در زیر مجموعه خودش قرار می‌دهد آنچه را كه روابط اجتماعی و اخلاقی نسبت به این قضیه اقتضاء می‌كند، امام علیه‌السلام روح عالم وجود است و آن جنبه صوری در نفس امام به حد تكامل مطلق رسیده است، لذا نتیجه عالم وجود چه می‌شود؟ امام علیه‌السلام می‌شود، آن نتیجه و چكیده عالم وجود است كه جنبه مادی او به واسطه جنبه صوری او به مرحله تكامل عالی رسیده است، لذا بر مكلف واجب است كه از این جنبه مادی كه جسمیت اوست حفاظت كند و جان امام را نگه دارد، اگر دشمنی امام علیه‌السلام را تهدید كرد، واجب است بر انسان ولو به كشته شدن خود او از امام دفاع كند، این وظیفه و تكلیف است این برای چیست؟ این به جهت است كه الان نفس او به واسطه جنبه صوری به مرتبه تكامل مطلق رسیده است و ماده او را به واسطه آن جنبه صوری ارزش داده است، این ارزش بواسطه جنبه صوری امام علیه‌السلام است لذا هیچ چیز از بقای امام علیه‌السلام اولی نیست و اینكه گفته می‌شود كه اگر امر دایر باشد بین اینكه یك قضیه‌ای كه مربوط به اجتماع باشد و قضیه‌ای كه مربوط به اسلام باشد آنجا امام باید فدا بشود اینها همه مزخرفاتی است كه شنیده می‌شود، اسلام یعنی امام علیه‌السلام، دین یعنی امام علیه‌السلام، مكتب یعنی امام علیه‌السلام، تشیع یعنی امام علیه‌السلام، اسلام منهای امام علیه‌السلام این گبر بودن و زرتشتی بودن است، كمونیست بودن است، الحاد است، اسلام منهای امام علیه‌السلام بی‌خدایی و شرك و كفر و جاهلیت و الحاد است، امام علیه‌السلام است كه به مكتب صورت متكامله نوعیه می‌بخشد و بدون امام مكتب فقط به ماده بودن خودش برمی‌گردد، ماده بدون صورت، ماده بدون صورت هم كه به اندازه یك ده‌شایی سابق كه بود و الان نیست ارزشی ندارد درست شد این حقیقت امام علیه‌السلام صورت عالم وجود است كه از جهات مختلف مولد اخلاق و مولد احكام تكلیفی است، یعنی وجود امام علیه‌السلام، بقائش اوجب از واجبات است و همینطور بر همان مبنا حفظ حریم امام علیه‌السلام نیز از اوجب واجبات است و هیچ مرتبه‌ای از مراتب وجودی و اخلاقی به مرتبه امام علیه‌السلام نمی‌رسد پس سرّ عالم وجود و اینكه گفته می‌شود امام علیه‌السلام ناموس خلقت است بخاطر همین جهت است، یعنی نتیجه عالم خلقت، آن نتیجه در وجود امام علیه‌السلام نهفته است و به همین جهت این صورت فصلیه امام است كه اقتضای این خصوصیات و شرایط را برای امام می‌كند، اگر امام علیه‌السلام مثل بقیه افراد بود كه این مزایا را نداشت، اگر علمش بیشتر بود خیلی‌ها هستند علمشان كم است زیاد است متفاوت است كم و بالا دارند، اگر امام تقوایش زیاد بود این مزایا نبود، خیلی‌ها هستند تقوا دارند پرهیز دارند، از مستحبات عمل می‌كنند، از كراهت‌ها.