جلسه ۶۵۶
1اعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در اقتران بین صورت و ماده روزگذشته یك مقداری صحبت كردیم نسبت به كیفیت اخذ ماده و صورت كه ماده جنبه ابهام دارد و صورت جنبه تفصیل دارد، مرحوم آخوند مطالبی را نقل كردند و فرمودند: مقصود از ماده شیء و صورت، نه آن ماده اولیه است و منظور از صورت نه آن صورت اولیه وارد بر ماده است، بلكه منظور عبارت است از همان كیفیت بروز و ظهور خود شیء در خارج، كه البته آن هم صورت است نه اینكه او نیست، منتهی ما میبینیم در اینجا صور مختلفی و مواد مختلفی وجود دارد، یك ماده، مادهای است كه ماد المواد است وبه آن هیولا اطلاق میشود، كه عبارت از اصل همه مواد و اشیاء در خارج است، ولكن بر این ماده وقتی كه صورت مترتب میشود مثل صورت خشبیت، او را مستعد میكند برای یك صناعت دیگری كه آن صناعت مقصود بالذات از مقصود غایی فاعل است در این شیء خارج كه میخواهد سریریت باشد، بابیت و امثال ذلك باشد،
پس بنابراین به همین جهت این مساله ماده بودن در اینجا میتواند أشكال مختلفی پیدا بكند و افراد مختلفی میتواند پیدا بكند بر حسب آن استعداد و قابلیتی كه در این شیء خارج وجود دارد، بنابراین وقتی كه ماده در حقیقتِ انسان به معنای آن بدن را فرض میكنیم، آن یك صورت خارجی دارد كه صورت خارجی او عبارت از همان جسمیت او است، ولی همین انسان از نقطهنظر مراتب تكاملی و تغییر و تحولاتی كه در او به وجود میآید قابلیت برای ارتقاء به مراتب عالیه را دارد، این قابلیت ارتقاء، به او یك محلی میبخشد كه مستعد برای تغییر و تحول است، تغییر و تحول جوهری كه در هر تغییر و تحولی صورتی خاص بر این انسان كه نفس اوست عارض میشود و آن صورت، او را از یك مرتبه به مرتبه دیگر برمیگرداند، و به همین جهت است كه وجود واقعی انسان همان صورت او میشود كه در آن صورت وجود و حیات دارد و مسائلی كه در اینجا ممكن است به مسائل اجتماعی و احكام اجتماعی و روابط اجتماعی برگردد، به این صورت واقعی انسان كه تحول پیدا كرده از آن جنبه انسانیت به جنبههای مختلف میتواند آن جایگاه خودش را پیدا بكند.

