جلسه ۶۵۶
8تعجب میكنم چقدر آدم بایستی كه كم فهم باشد مثلا در مساله شبهه آكل و مأكول و اینها و به خصوص در قضیه قیامت عنصری و قیامت نفسی كه اثبات میشود و در مقابل قیامت جسمانی كه در آنجا هست و حشر جسمانی و اینها خب مرحوم آخوند و بوعلی هم همینطور میگویند، مساله مساله نجار میماند وقتی كه نجار تیشه را بردارد و یك جا را بزند یا مثلا كلنگی را بردارد آن اسباب و ادوات و آلات را كه كسی بهش توجه نمیكند، عمده توجه بر سر فاعل است كه این ادوات را استفاده میكند، اگر كسی با تیشه زد یك خانهای را خراب كرد، تیشه را نمیآیند محاكمه كنند و دادگاه ببرند و بگذارند روی میز و قاضی دادگاه رو كند به تیشه و بگوید این تیشه فلان شده چرا زدی؟! آن فاعل را میآورند و آن را محكومش میكنند، بعد آن وقت در مقام جواب میگویند كه نه قضیه این نیست، قضیه این است كه دو نفر یكی كور است ولی قدرت بر حركت دارد یكی بینا است ولی قدرت بر حركت ندارد آن شخص كور آن بینا را كول خودش سوار میكند و بعد با هم میروند دزدی میكنند، الان هردوی اینها را باید محاكمه كرد چون هم این كوره این را برده و هم بینا آمده راهنمایی كرده كه از این طرف برو و از این طرف برو و چكار كن، یعنی شما واقعا نمی خندید آخر فرض بكنید این انسان و بدن، كسی بیاید احمق تشبیه بكند به یك كور و بینا كه هردوی اینها در انجام دادن این مقصرند، آن به سهم خودش مقصر است و این هم به سهم خودش مقصر است، آخر گیرم بر اینكه فلسفه نخواندید، آخر این خریت چیست؟ اینقدر آدم نفهم كه نتواند بفهمد این مساله را و نتواند این را تشخیص بدهد.
تلمیذ: ... ..
استاد: بله هرچی هست مال صورت است، منتهی این صورت كمال خودش كی ظهور پیدا میكند؟ وقتی به ماده تعلق بگیرد،

