اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۵۵

0
اسفار

فصل(7) في تحقيق اقتران الصورة بالمادة ج دوم مرحله چهارم فصل هفتم 10-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۵۵

1
  • فصل ٧

  • اعوذباللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  بحث درباره اقتران صورت ماده و كیفیت تحقق ماده و تركیبش با صورت بود كه البته بطور كلی و شمول این قضیه در مساله جنس و فصل ذكر شد و در آنجا مطرح شد كه حقیقت جنسیت گرچه عقل او را به عنوان یك حقیقت مستقله لحاظ می‌كند و صورتی برای جنسیت، آن صورت را ترسیم می‌كند ولی صورت جنسیت یك صورت مبهمه است و عقل نمی‌تواند خصوص آن جنس را به عنوان یك صورت مشخص در ذهن، كه بتواند تعین داشته باشد ترسیم كند ذهن هم نمی‌تواند این كار را انجام بدهد، بله یك معنای مبهمی را می‌تواند ترسیم كند و به همان معنای مبهم تحصّل ذهنی بدهد لكن این فرق دارد با تشخص ذهنی و آن فعلیت صورت ذهنی.

  •  الان آنچه را كه ما در اینجا نگاه می‌كنیم من باب مثال فرش، این صورتی را كه از این فرش در ذهن داریم یك صورت متشخص و متعین ذهنی است، از این نقطه‌نظر ذهن می‌تواند آن را كاملا ادراك كند و حدود و ثغور او را می‌تواند درنظر بگیرد، الوانی كه در اینجا هست، ماده‌ای كه در اینجا وجود دارد و همینطور اعراضی كه برا آن عارض می‌شود از كم و كیف و سایر مسائل، اینها چیزهایی است كه در این صورت ذهنی قرار دارد، همه اینها در این صورت ذهنی وجود دارد، ولكن شما فرض كنید من باب مثال یك ماده‌ای كه آن ماده به شكل خاصی نیست بلكه به صورت خاص است آن ماده را چطور می‌توانید تصور كنید؟ پشمی را كه آن پشم در یك شكل خاص قرار دارد چطور می‌شود آن پشم را در ذهن تصور كرد؟ بدون اینكه تعین و تحصلش یك تعین و تحصل تشخصی باشد ما بین پنبه و بین پشم می‌توانیم فرق قائل بشویم ولكن خود آن حقیقت پنبه بدون شكل را منظورم است شما پنبه‌ای كه ریسیده نشده آن را در ذهن بیاورید، آن یك پنبه‌ای كه دارای خصوصیات از كم و كیف و لون و اینها هست در حالتی كه این پنبه رنگ‌آمیزی شده هم آن هم پنبه است، پنبه‌ای كه رشته‌رشته نشده است آن هم پنبه است، آن پنبه‌ای كه در ذهن می‌آورید یا آن پشمی كه در ذهن می‌آورید باز آن خودش یك نوع تشخص است، باز خودش در اینجا یك نوع تعین است گرچه ماده برای سایر منسوجات و سایر مصنوعات هست ولی خودش فی‌حدنفسه یك تشخص و تعینی دارد الان یك مشت پنبه را شما در نظر بگیرید كه در دستتان گرفته‌اید این الان دارای حجم مخصوص است و بعد او را فشار بدهید حجم او كم خواهد شد آیا می‌توانید پنبه‌ای تصور كنید كه این دو حجم را ندارد چون در هر دو صورت یكی است، یا می‌توانید یك پنبه‌ای را عیناً تصور كنید كه آن ماده برای همه اینها باشد و اصل و حقیقت برای همه اینها باشد در عین حال نه آن كم را داشته باشد نه این كم را و نه آن رنگ را داشته باشد نه این رنگ را داشته باشد هیچكدام از اینها را نداشته باشد و همان بتواند هم به صورت لباس در بیاید و هم به صورت طناب و نخ در بیاید پس از اینجا این مساله روشن می‌شود كه بطور كلی آن اشیائی را كه دارای یك حقیقت مبهمه هستند در تصور آن اشیاء ذهن تشخص را در اینجا اقتضا نمی‌كند بلكه یك نوع تحصّل ابهامی را ذهن در نظر می‌آورد بدون اینكه آن تحصّل ابهامی در ضمن یك تشخص باشد.