اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل فلسفی اقتران صورت به ماده

بررسی حقیقتِ فعلیت اشیاء و نسبت آن با ماهیت مبهم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «اقتران صورت به ماده» می‌پردازند. بحث با تحلیل ذهن در مواجهه با حقایق مبهم آغاز می‌شود؛ جایی که ذهن برای درک اشیاء، آن‌ها را در قالب‌های کلی و مبهم تصویر می‌کند، درحالی‌که در خارج، هر موجودی دارای صورت نوعیه و فعلیت مشخص است. استاد با عبور از این مقدمه، به تبیین دقیق نسبت میان ماده و صورت پرداخته و توضیح می‌دهند که چگونه ماده به عنوان امری مبهم و دارای استعداد، با پذیرش صورت، به فعلیت می‌رسد و هویت مستقل می‌یابد. در ادامه، با اشاره به واقعه تاریخی جنگ جمل، بر لزوم عبور از ظواهر و شناخت حقایق تأکید شده و در پایان، به برخی پرسش‌های فقهی و اخلاقی پیرامون احکام عبادی و نحوه برخورد با خطاهای گذشته پاسخ داده می‌شود تا مسیر بازگشت و اصلاح نفس برای مخاطب هموار گردد.

تحلیل فلسفی اقتران صورت به ماده

4
  • قضیۀ جنگ جمل و ایجاد شک برای مردم

  • دنیا جاى عبرت!

  • در آن قضیۀ جنگ جمل شخص خدمت حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام آمد و از اینكه این جریان در این جنگ اتفاق افتاده است که افرادى مثل طلحه، زبیر، عایشه و صحابى پیغمبر [در این جنگ] هستند كه همۀ اینها پشت سر پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز مى‌خواندند، حالا اینها آمدند و جنگ راه انداختند [دچار شک شده بود]. جنگ هم یعنى تو را می‌کشیم! قضیه، قضیۀ كشتن است نه‌اینکه باهم یک دعوایی می‌کنیم و لفظاً دوتا حرف مى‌زنیم و بعد هم هركدام سر كار خودمان مى‌رویم بلکه قضیه این است كه تیر، شمشیر، نیزه و سپر آورده‌ایم و خلاصه مسئله، مسئلۀ كشتن است یعنى آمده‌ایم تویی که على داماد پیغمبر و خلیفه مسلمین هستی را به قتل برسانیم! عایشه این‌طور بود دیگر، راه افتادند مِن عایشه أمُّ ‌المؤمنین زوجة ُرسولِ الله إلی كذا و إلی كذا1 براى این بود كه اى مردم بیایید على را به قتل برسانید! بیایید این علی را بكشید! ـ مثل اینكه كشتن در این دنیا خیلى راحت شده است! ـ بیایید او را بكشید چون او عثمان را كشته است! خب عثمان را كشته به تو چه ربطى دارد؟! جناب عایشه مگر تو ولىّ دم عثمان هستی که حالا دارى ادعاى خون‌بها و قصاص عثمان را مى‌كنى؟! برفرض على عثمان را كشته است، خب خود علی مى‌داند و ولىّ دمى كه عثمان دارد؛ پسرش است یا زنش است یا هر کسی که هست خود او می‌داند اما اینكه حالا تو بلند شدى و به جنگ آمدی، براى چه هم‌چنین مسئله‌اى است كه بگویی: على عثمان را کشته و باید خودش همۀ آن قَتَله را بیاید تحویل بدهد تااینكه ما دست از این چیزها برداریم؟! حالا خودش در زمان حیاتش مى‌گفت: اُقتلوا إنَّ هذا النَّعثل فقد كَفَر2 موقعى كه عمر مقرری او را كم كرده بود صدای ایشان درآمد ولى قضیۀ دنیا این است؛ دنیا عجیب است! یك روز در كنار انسان و یك روز در مقابل انسان قرار مى‌گیرند. این دنیا و این عكس‌ها را در طول حیات و عمرتان تماشا کنید كه چطور افراد در كنار هم عكس انداختند و بعد دشمن خونى یكدیگر شدند! آن موقع كه عكس انداختند صلاح بر این بوده است كه در كنار هم قرار بگیرند و وقتى مسائل عوض شده، همه چیز تغییر پیدا كرده است، دنیا جاى عبرت است!

    1. تاریخ الطبری، ج 3، ص 492.
    2. همان، ج 4، ص 459.