جلسه ۶۵۳
7در یك مجلسی من بودم در مدتی پیش در جایی بودیم و این حرفها در آن مجلس چند نفر نماز نمیخواندند و اصلا نماز را گذاشته بودند كنار و نماز نمیخواندند حالا حرفهای متفاوت و مسائل متفاوتی بین اینها زده میشود میخندیدیم با اینها شوخی میكردیم، حرف میزدیم انگار نه انگار كه ما شنیدیم اینها نماز نمیخوانند هیچ بعد كمكم دیدم این یكی دارد به او میگوید این چه آقای خوبی است گفت آقای باحالی است تعبیرش این است، حالا چه وضعیت ظاهری هم داشتند بماند آقا بعد از دو ساعت كه گفتیم و خندیدیم جلوی چشم خودم بلند شدند و رفتند نمازشان را خواندند، درست شد جلوی چشمم بلند شدند رفتند نماز ظهرشان را خواندند هردوشان بدون اینكه به من بگویند كه خجالت بكشند و بعد هم نماز خوان شدند و بعد هم ظاهرشان تغییر پیدا كرد این راهش است یا راه دیگر؟ تا انسان میبیند یك مخالفت در فكر و عقیدهای هست بلند شود و بیاید و بزند و طرد كند و برو فلان و اصلا از ما نیستی تو اصلا مسلمان نیستی تو كافر هستی تو نصاری هستی، ما برحقیم راه ما جداست كدام آخر كدام روش، روش پسندیده است كدام راه، راه پسندیده است و ما مردم را به چه طرف باید دعوت كنیم، باید به آن اصل باید دعوت كنیم یا به افكار خودمان دعوت كنیم، این مهم است به كدام این اتجاهی كه باید باشد به چه سمت باید باشد؟

