اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في كيفية تقوم الجنس بالفصل 04-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۵۳

2
  •  امروزه كه مسالة بساطت دیگر بطور كلی با این مسائل فیزیكی جدید منتفی است و تركیب در اشیاء آن مقتضی است و حتی در پروتون و الكترون هم در آن هم مساله، مساله تركیب است الا اینكه آن تركیب در آنجا به صورت فرض بكنید كه یك ماده فشرده‌ای در می‌آید كه اسمش را انرژی می‌گذارند و بواسطة شكستن آن ماده خارج می‌شود باز این مساله تركیب در اینجا وجود دارد، ما نمی‌توانیم این مساله را انكار كنیم، یعنی از نقطة نظر تكنیك خارجی گرچه نتوان نسبت به این مساله دست یافت ولی از نقطة نظر عقلی شما یك حدّ یقفی برای تجزیه اشیاء نمی‌توانید قائل بشوید، اما در مورد مساله جدید كه این حد و حسابی نمی‌تواند داشته باشد و الان هم قضیه ردّ شده است.

  •  در آن واقعه‌ای كه می‌گویند اصل اولی اشیاء یك انفجار بزرگی بوده و از آنجا اشیاء همه به وجود آمدند خب آن نقطة انفجار چی بوده؟ گاز بوده، ماده بوده مثلا چه نحوه‌ای بوده این یك حدس و تخیلاتی است كه از آن حدس و تخیلات یك برداشت‌هایی می‌شود و بعد هم بعد از یك مدتی رد می‌شود چطور در قضیه بیلمنگ دارد این قضیه رد می‌شود الان دیگر خیلی به این قضیه توجه نمی‌كنند گرچه كتابهایی در این زمینه نوشته شده، اشكالی كه در اینجا هست این است كه واقعیات خارجیه اینطور نیست كه برای ما همه ملموس باشد، وقتی افرادی كه اینها بهره‌ای ندارند اینها می‌آیند به مسائل وحیانی از طریق به دست آوردهای امروزی اشكال می‌گیرند این نقطه به این اشكال بر می‌خورد كه شما كه در اینجا قائلید به اینكه علوم جدید این فرض كنید سبع سماوات و هفت آسمان را دیگر قبول ندارد و رد می‌كند از كجا شما این مساله را می‌گویید؟ از كجا شما قائل هستید به اینكه این سبع سماواتی كه در آیه قرآن هست این سبع سماوات با توجه به مسائل جدید كه فقط تا آنجایی كه انسان ماده باشد باید در محیط ماده و جرم قرار بگیرد و این جرم غیر از این نیست پس بنابراین تا هرجا می‌رویم همین جرم وجود دارد همین جرم در اینجا برقرار است خب این یك آسمانش آن شش‌تای دیگرش در اینجا چه ماهیتی می‌تواند داشته باشد؟! اگر منظور از آسمان سماوات و اجرام سماوی است خب اینها بواسطة وسائل جدید مشخص می‌شود حالا هرچه ما دورتر برویم می‌گویند یك سیارات و ستارگانی كشف می‌شود و همه اینها در این مساله قرار می‌گیرد، یعنی در مساله جرمیت اجرام سماوی در این قضیه همه وجود دارند، اینكه ما رسیده باشیم به یك عالمی كه خارج از این جرمیت باشد طبعا نتایج علوم جدید این مطلب را نمی‌رساند، آنچه كه می‌رساند این است كه اینها طبقاتی دارندبعضی دورترند، بعضی نزدیكترند بر حسب آن مدار خودشان نسبت به زمین فاصله دارند، بنابراین این سبع سماوات در قرآن نمی‌تواند معنایی داشته باشد، البته ما در همان بحثی كه در مساله افق وحی داشتیم آنجا مطرح كردیم كه مساله سبع سماوات بطور كلی به سبع سماوات سِفلی و عِلوی برمی‌گردد و دلیلش كه همان آیه (وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعِيرِ)1 است كه در آنجا این رجم شیاطین بواسطة ارتباط بین شیاطین و بین اجرام سماوی، این ارتباط یك ارتباط مكانی نیست كه حالا این اجرام سماوی شیاطین، قدرت پروازشان و حركتشان در فرض بكنید كه یك محدوده باشد دیگر آن سطح پرواز اینها از آن محدوده بالاتر نرود، زیرا در آنجا دارد كه (لا يَسَّمَّعُونَ إِلَي الْمَلَإِ الْأَعْلي وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ)2 اینها نمی‌توانند نسبت به ملاء اعلی نفوذ كنند و از مطالب و جریاناتی كه بر این عالم هست نسبت به آنها اطلاع پیدا كنند خب طبیعی است كه این مسالة تقدیر امور و تمشیت امور در مسائل ماده و عالم ماده خارج از این قوانین سماوی و مادی و اینها هست، این باید در عالم مشیت و ملكوت و اینها این قضیه باید در آنجا شكل بگیرد نه در كره زهل و عطارد و كهكشان راه شیری اینها كه جای تصمیم‌گیری و تقدیر و اراده نیست كه بخواهد در آنجا این قضایا تحقق پیدا كند پس این كه دارد (وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعِيرِ) این دلیل بر این است كه منظور از سبع سماوات، آن سماء دنیا است (لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا) آن سماء دنیا همین عالم اجرام هستند، این عالم اجرام این عالم سماء دنیاست و شش آسمان دیگر، آسمانهای مثال و ملكوت سفلی و عُلیا و عالم جبروت و لاهوت و اسماء كلی و بعد هم دیگر همان مساله ذات كه آن مافوق عالم است و اطلاق عالم بر آن مرتبه اطلاق صحیحی نیست چون محدودیتی ندارد این مساله خودش فی‌حد نفسه می‌رساند.

    1. سوره الملک «٦٧» آيه ٥
    2. سوره الصافات «٣٧» آيه ٨