
تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی
نقد دیدگاههای مادیگرایانه و ضرورت نگاه توحیدی به جهان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و مادیگرایانه به مسئله «سبع سماوات» (هفت آسمان)، تبیین میکند که محدود کردن آسمانها به اجرام مادی و ستارگان قابل رؤیت با تلسکوپ، ناشی از عدم درک صحیح از مراتب هستی است. ایشان با استناد به آیات قرآن و مبانی عقلی، عوالم هفتگانه را شامل مراتب ماده، مثال، ملکوت سفلی، ملکوت علیا، جبروت، لاهوت و مقام واحدیت دانسته و تأکید میکنند که علوم تجربی تنها در محدوده ماده کارایی دارند و ناتوانی آنها در کشف عوالم مافوق، دلیلی بر نفی وجود این عوالم نیست. در بخش پایانی، استاد با نقد تغییرات غیرضروری در واژگان و فرهنگ، بر ضرورت اتخاذ روش توحیدی در برخورد با انسانها و دعوت به حقیقت تأکید میورزند؛ روشی که به جای طرد و تکفیر، با سعهصدر و اخلاق، زمینهساز هدایت و جذب افراد به سوی اصل توحید میشود.
تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی
9لزوم وحدت ملتها و ادیان
لزوم ارتباط با ملل یهودی و مسیحی
اینها همه چیزهایى است كه باعث دورشدن ما از خود و از آن هویت انسانى ما مىشود، بهجای اینكه ما ملتها بیاییم و بر سر یك سفره بنشینیم و در یك مجموعه قرار بگیریم و همه باهم در یك جریان واقع بشویم، نه آن جریانى كه اعتقاد ما را زیر سؤال ببرد بلكه آن جریانى كه نقاط انسانى ما را تحریك كند و مسائل انسانى ما را بهوجود بیاورد و آن را تأكید بکند [این کارها را میکنیم]. آنوقت در اینجا بین شیعه، سنى، یهود و نصارى چه فرقى مىكند؟! اگر مسئلۀ ما مسئلۀ وحدت شیعه و سنى باشد چرا وحدت با یهود و نصارى نباشد؟! آنها با ما چه فرقى مىكنند؟! ما در مسائل اعتقادى اصلى خودمان با اهلتسنن اختلاف داریم ولى مىگوییم که اختلافات كنار گذاشته بشود و در آن مجموعه، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم که پیغمبر ماست، قرآن كتاب ماست، مكه قبلۀ ماست و امثالذلک، این نقاط و این نكات مدّنظر قرار بگیرد و بعد آن جهت وحدت و اتصالى كه در اینجا برقرار مىشود بیاید و كمكم آن روح ائتلاف را ایجاد كند، آنوقت چقدر در اینجا مسئله عالى مىشود! همین مطلب را شما بهعنوان یك دایرۀ وسیعتر و شمولتر نسبت به مسائل یهودیت و نصارىٰ و امثالذلک برقرار كنید! چرا ما باید از نصارىٰ و مسیحیت دور باشیم؟! مگر آنها خدا و پیغمبر ندارند؟! آیا این دورشدن ما نسبت به مسیر و اسلامِ ما كمكى مىكند و نزدیك شدن ما باعث ازدست دادن اعتقادات ما مىشود؟! یااینكه نه، آنها جذب مىشوند؟!
بله! اگر در جایى موقعیتى بود كه انسان بهواسطۀ نزدیك شدن به آنها كمكم در اعتقادات خودش سست بشود، آنجا نباید این كار انجام بشود و مسئله فرق مىكند؛ ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ٱلۡيَهُودَ وَٱلنَّصَٰرَىٰٓ أَوۡلِيَآءَ﴾1 در آنجا این مسئله پیدا مىشود. ولى اگر همسایه یا آشنا یا رفیق است، انسان با آنها گرم مىگیرد و صحبت مىكند مگر چه مىشود؟! آنها هم انسان و بشر هستند. پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم وقتى كه آمد این افراد را مسلمان كرد اینها از شكم مادرشان که مسلمان بهدنیا نیامده بودند بلکه همین كفار و عبدۀ اوثان بودند. پیامبر آمد با اینها چهکار كرد؟! از اول چوب را كشید و در مغز آنها زد و گفت که مسلمان بشوید یا آمد و رفت با آنها خندید و صحبت كرد که حالت چطور است، زن و بچهات چطور هستند و آیا گرفتارى ندارى و...؟! دیدند عجب پیغمبر خوشاخلاقی است و اینطور نیست كه آنها بت میپرستند و ایشان نماز میخوانند و... ببینید این راه، راه نفوذ در دلها است.
- . سوره مائده (5) آیه 51. رساله مودت، ص 200:
«اى كسانى كه ایمان آوردهاید، طائفه یهود و نصارى را دوست خود مگیرید.»
- . سوره مائده (5) آیه 51. رساله مودت، ص 200:
