
تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی
نقد دیدگاههای مادیگرایانه و ضرورت نگاه توحیدی به جهان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و مادیگرایانه به مسئله «سبع سماوات» (هفت آسمان)، تبیین میکند که محدود کردن آسمانها به اجرام مادی و ستارگان قابل رؤیت با تلسکوپ، ناشی از عدم درک صحیح از مراتب هستی است. ایشان با استناد به آیات قرآن و مبانی عقلی، عوالم هفتگانه را شامل مراتب ماده، مثال، ملکوت سفلی، ملکوت علیا، جبروت، لاهوت و مقام واحدیت دانسته و تأکید میکنند که علوم تجربی تنها در محدوده ماده کارایی دارند و ناتوانی آنها در کشف عوالم مافوق، دلیلی بر نفی وجود این عوالم نیست. در بخش پایانی، استاد با نقد تغییرات غیرضروری در واژگان و فرهنگ، بر ضرورت اتخاذ روش توحیدی در برخورد با انسانها و دعوت به حقیقت تأکید میورزند؛ روشی که به جای طرد و تکفیر، با سعهصدر و اخلاق، زمینهساز هدایت و جذب افراد به سوی اصل توحید میشود.
تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی
8کلمۀ موبایل را به تلفن همراه تغییر دادند، آخر موبایل اسم خودش هست دیگر. حالا اگر این تلفن همراهِ شما همراهتان نباشد پس دیگر موبایل نیست؟! من كه همراهم نیست البته الآن هست چون مجبور بودم والاّ اغلب اوقات در 24 ساعت شاید ده دقیقه بیشتر این تلفن همراه، همراه ما نباشد. همیشه روى میز است و براى خودش هم زنگ مىزند و ما هم اصلاً كارى نداریم که چه كسى زنگ مىزند، میگذاریم زنگ بزند. بعد خودش خسته مىشود و خاموش میشود و دیگر زنگ نمىزند. هروقت هم حال داشتیم مىرویم یك نگاه مىكنیم ببینیم اسم چه كسى آنجا افتاده است و تلفن را برمىداریم! جداً مىگویم، برای من خیلى از اوقات اتفاق مىافتد که حال یك سلام كردن هم ندارم؛ یعنى حال ندارم سلام علیكم و رحمة الله را بگویم. زنگ مىزند و جلوى چشمم هم هست و مىبینم، نهاینکه نبینم اما حال اینكه موبایل را بردارم و بگویم که سلام علیكم آقا حوصله و حال ندارم را ندارم. مىگذارم براى خودش زنگ مىزند و بندۀ خدا میفهمد مشكل و مطلبى هست. حالا میگویند: «تلفن همراه»، خب موبایل مىگوییم دیگر این چانهمان طوری نمىشود! همانطوریكه کلماتی از فارسى به آنجا مىرود پس كلماتى كه در آنجا وضع شده است باید همینجا باشد. حالا میگویند که ما هویتمان را ازدست مىدهیم، ماشاءالله خیلى هم با هویت هستیم! مخصوصاً در این دوره و زمانه ترس و نگرانى داریم كه این هویتمان ازبین برود. مگر هویتى برایمان مانده است که خیلى نگرانش هستیم؟! دیگر علیٰکلّحال اینها چیزهایى است كه یك مقدارى از بىكارى این مسائل براى انسان حاصل میشود!
شیرینى فرهنگها به دخالت دادن لغات دیگر و هضم كردن آن لغات در فرهنگ
عبارات باید عربى باشد، همان كلمات خودش باید باشد، اصلاً شیرینى فرهنگها به دخالت دادن لغات دیگر و هضم كردن آن لغات در فرهنگ است، چه عیبى دارد كه در فرهنگ ما، آن الفاظى كه مربوط به زبان انگلیسى است وجود داشته باشد و آن الفاظى كه مربوط به زبان عربى است در فرهنگ ما وجود داشته باشد؟! در عربى هم خیلى از الفاظ فارسى بوده و در آنجا رفته معرَّب شده است. حالا آیا آنها بیایند و این کلمات را عوض كنند و ما بیاییم پانایرانیسم درست كنیم، عربها بروند پانعربیسم درست كنند و خارجىها هم بروند پان آلمانیسم و پان امریکایی درست بكنند و پان پان دربیاورند؟!
