
تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی
نقد دیدگاههای مادیگرایانه و ضرورت نگاه توحیدی به جهان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و مادیگرایانه به مسئله «سبع سماوات» (هفت آسمان)، تبیین میکند که محدود کردن آسمانها به اجرام مادی و ستارگان قابل رؤیت با تلسکوپ، ناشی از عدم درک صحیح از مراتب هستی است. ایشان با استناد به آیات قرآن و مبانی عقلی، عوالم هفتگانه را شامل مراتب ماده، مثال، ملکوت سفلی، ملکوت علیا، جبروت، لاهوت و مقام واحدیت دانسته و تأکید میکنند که علوم تجربی تنها در محدوده ماده کارایی دارند و ناتوانی آنها در کشف عوالم مافوق، دلیلی بر نفی وجود این عوالم نیست. در بخش پایانی، استاد با نقد تغییرات غیرضروری در واژگان و فرهنگ، بر ضرورت اتخاذ روش توحیدی در برخورد با انسانها و دعوت به حقیقت تأکید میورزند؛ روشی که به جای طرد و تکفیر، با سعهصدر و اخلاق، زمینهساز هدایت و جذب افراد به سوی اصل توحید میشود.
تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی
5استاد: چون ذات، عالم بهحساب نمىآید لذا هفتتا عالم درست شد؛ ماده، مثال، ملكوت سفلی، ملكوت عُلیا، جبروت و لاهوت و عالم عقل که همان مقام واحدیت است هفتتا شد. این مسئله، مسئلۀ خیلى روشنى است یعنى گمان نمىكنم اصلاً نیازى به اینطرف و آنطرف دویدن و گریبان چاك زدن باشد.
نكتهاى كه در اینجاست این است كه اگر ما این مطلب را نپذیرند بگویند که آقا شما این حرفها را از كجا درآوردهاید؟! شما از خودتان دارید مىگویید كه این عوالم اینجا هستند! [میگوییم که] ما از آیات قرآن و روایات و این مسائل استفاده مىكنیم. حالا اگر بگویند که نه، اینطور نیست و منظور از سماء دنیا همین آسمانى است كه داریم ستارگانش را میبینیم و آن سماوات دیگر را نمىبینیم و باید توسط دستگاهها و تلسکوپهایی دیده بشود یااینكه نه، اصلاً بهطورکلی قابل دیدن نیستند. [میگوییم که] صحبت در این است كه علم همیشه اثبات مىكند و حقّ رد كردن و نفى كردن را ندارد، شما مىگویید که این آسمان تا جایى كه علم ثابت كرده همین است. مىگوییم که بسیار خب ولی از كجا میگویید که غیر از این نیست؟! آن را به ما بگویید. شما با چشمهاى تلسكوپىتان مدام مىآیید بهدست مىآورید که الآن فلان ستاره هم كشف شد و چند سال نورى با زمین فاصله دارد، خیلى خب ما این را هم قبول کردیم و روى بقیۀ ستارههاى زمین گذاشتیم. حالا عالم تمام شد؟! نه! حالا صبر كنید ممكن است چند سال دیگر هم تكنولوژى ما به یك حدى برسد كه بتوانیم دراینصورت یك افق دورترى را از اجرام كشف كنیم. مىگوییم که آن را هم روی کشفیات قبلی گذاشتیم تا صد سال دیگر را هم گذاشتیم تا هر جا که بروید طورى نمىشود. یك كره به كرات دیگر اضافه مىکنیم یا یك ذوزنقه به ذوزنقههای دیگر اضافه مىكنیم یا یك مكعب و هرم دیگر اضافه مىكنیم! همۀ این مسائل درست است ولى در آخر چه میشود؟! آیا علم مىتواند بگوید كه غیر از این جرم، آسمان و سماء دیگرى كه مافوق این جرم ظاهر و قابل مشهود است، وجود ندارد و او را نفى كند؟ وقتى شما نمىتوانید یك همچنین چیزی را ثابت كنید چطور آنوقت مىگویید که هفت آسمان نیست؟! لعلّ اینكه آنچه كه محیط بر این اجرام سماوى است یك جرم دیگرى است كه آن جرم دیگر الآن از تكنولوژى بشر بهدست نمىآید و ممكن است فردا بهدست بیاید. از عهدۀ كشف آن جرم دیگر مماثل كه به عبارت فلاسفه هیولا براى این اجرام هستند عاجز است. وقتى که تكنولوژى عاجز باشد چطور شما این قضیه را رد مىكنید؟! از كجا مىگویید که این اجرام و این آسمان در محدودۀ اجرام همین است و جز این نیست! این «جز این نبودن» از كجا گفته شده است؟!
