اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی

نقد دیدگاه‌های مادی‌گرایانه و ضرورت نگاه توحیدی به جهان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و مادی‌گرایانه به مسئله «سبع سماوات» (هفت آسمان)، تبیین می‌کند که محدود کردن آسمان‌ها به اجرام مادی و ستارگان قابل رؤیت با تلسکوپ، ناشی از عدم درک صحیح از مراتب هستی است. ایشان با استناد به آیات قرآن و مبانی عقلی، عوالم هفت‌گانه را شامل مراتب ماده، مثال، ملکوت سفلی، ملکوت علیا، جبروت، لاهوت و مقام واحدیت دانسته و تأکید می‌کنند که علوم تجربی تنها در محدوده ماده کارایی دارند و ناتوانی آن‌ها در کشف عوالم مافوق، دلیلی بر نفی وجود این عوالم نیست. در بخش پایانی، استاد با نقد تغییرات غیرضروری در واژگان و فرهنگ، بر ضرورت اتخاذ روش توحیدی در برخورد با انسان‌ها و دعوت به حقیقت تأکید می‌ورزند؛ روشی که به جای طرد و تکفیر، با سعه‌صدر و اخلاق، زمینه‌ساز هدایت و جذب افراد به سوی اصل توحید می‌شود.

تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی

10
  • ما در یك جایی بودیم و دوتا مسیحى در آنجا بودند و ما داشتیم یك چیزى مى‌خریدیم و گفتیم که آنچه كه می‌خریم براى اینها هم بخریم. من به آن شخص گفتم که براى اینها هم بگذار، آن شخص تعجب كرد و گفت كه قوم‌وخویش هستند؟! گفتم: نه انسان هستند و می‌خواهم برایشان چیزی بخرم! هم آن فروشنده تعجب كرد و هم اینها اصلاً مات ماندند كه ما داریم چه‌کار می‌کنیم! یك چیز عادى و ساده بود ولی اشك این بیچاره درآمده بود مدام ما را می‌بوسید و ده دفعه تشكر كرد كه چه چیز عجیبى دیده است. خب مگر پیغمبر چه‌کار مى‌كرد؟! حالا این كارى كه با آنها كردم درست بوده یا نبوده است؟!

  • روش توحید

  • گفتم كه این دستور اسلام است اینكه [چیزى نیست] این نحوه و روشى كه بوده است روش توحید است. در روش توحید است كه منظر رائى و مرئآى رائى به آن اصل ربط و آن حقیقت ربطیه برمى‌گردد، با حذف پوشش‌ها و با حذف آن شرایط و ظروفى كه آن اصل را در پوشش گرفته و نمى‌گذارد برسد.

  • نگاه اولیاء و عرفاء به اصل

  • اولیاء به آن اصل نگاه مى‌كنند، عارف مى‌آید به آن اصل نگاه مى‌كند ما هم مى‌آییم نگاه می‌کنیم به اینکه كت او با ما فرق مى‌كند، ما عمامه داریم و او كت و شلوار دارد پس این یك فاصله شد. بعد می‌آییم می‌پرسیم که اعتقاد تو راجع به این قضیه چیست؟! مى‌گوید که به نظر من فلانى خوب است، خب دیدیم نظرش با ما فرق مى‌كند، این دوتا فاصله شد، یکی‌یکی مدام فاصله‌ها را [زیادتر می‌کنیم] و بعد هم ‌ او را كنار مى‌گذاریم و خداحافظى مى‌كنیم و به راه خودمان می‌رویم خب اینكه نشد و مسئله به این كیفیت نبود.

  • لزوم دعوت مردم به اصل

  • مدتى پیش در یك مجلسى بودم و در آن مجلس چند نفر نماز نمى‌خواندند و اصلاً نماز را كنار گذاشته بودند شخصی هم به من گفت که اینها نماز نمی‌خوانند. حالا حرف‌ها و مسائل متفاوتی گفته مى‌شد و ما هم با اینها مى‌خندیدیم، شوخى مى‌كردیم، حرف مى‌زدیم و انگارنه‌انگار كه ما شنیده‌ایم اینها نماز نمى‌خوانند. بعد كم‌كم یک‌دفعه دیدم این یكى دارد به او مى‌گوید که عجب آقاى خوبى است! تابه‌حال مثل او ندیده بودیم! تعبیرش این بود: «عجب آقاى باحالى است»! حالا اینکه آنها چه وضعیت ظاهرى هم داشتند، بماند. بعد از دو ساعت كه با اینها گفتیم و خندیدیم، هردو جلوى چشم خودم بلند شدند و رفتند نماز ظهرشان را خواندند، بدون اینكه به من بگویند ـ مثل اینکه خجالت بكشند ـ و بعد هم نمازخوان شدند و اصلاً ظاهرشان هم تغییر پیدا كرد!