
علیت فصل در تعیّن جنس و رفع شبهات ذهنی
تحلیل فلسفی نسبت میان جنس مبهم و فصل محصّل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه علّی میان فصل و جنس میپردازند. بحث با طرح یک شبهه آغاز میشود که چگونه فصل میتواند علتِ جنسِ مطلق باشد، در حالی که جنس پیش از تعیّن، فاقد تشخّص است. استاد با تفکیک میان دو مقامِ «تحصّل» و «تعیّن»، توضیح میدهند که فصل، علتِ قوامبخشِ جنس در خارج نیست، بلکه عاملِ خروجِ جنس از مقام ابهام و رسیدن به تعیّنِ خارجی است. در ادامه، با نقدِ رویکردِ کسانی که بهجای پذیرش یقینیات، به تشکیک و استخارههای بیجا پناه میبرند، بر ضرورتِ اهتمام به دیانت و تسلیم در برابر حق تأکید میشود. در نهایت، با استفاده از مثالهای روشن، نشان داده میشود که چگونه فصل، بدون نیاز به اقتضای قبلی از سوی جنس، آن را به فعلیت میرساند و این فرآیند، هیچگونه تناقضی با قواعد عقلی ندارد.
علیت فصل در تعیّن جنس و رفع شبهات ذهنی
9حالا آقا با او دارند صحبت مىكنند، میگوید که خب چه راهی؟! خب برویم امتحان كنیم! خب بفرمایید بروید امتحان كنید خب رفتى امتحان كردى بعد چه شد؟! چرا مىایستی دیگر؟! وقتى كه الآن خدا این راه را برای تو قرار داده است كه براساس فهم و شعور و ادراك انتخاب كنى و تو هم همین راه رفتهاى دیگر نگرانى از چه داری؟! اگر راه دیگری هست كه خدا قرار داده، بفرما انجام بده! امام زمان تو راه دیگرى سراغ دارى بسم الله! ما كه حرفى نداشتیم، خودتان گفتید که این راه را بروید، خودتان گفتید که این عقلتان که گچ هست را کنار بگذارید و بهجای گچ چیزهاى دیگر در کلهتان بگذارید! خودتان گفتید که طبق دلیل، ادلّه، فحص و این حرفها و طبق روایت امام سجاد علیهالسّلام [عمل کنید] که فرمودند: وقتى مىخواهید سراغ كسى بروید به فهم و عقل و معرفت او نگاه كنید.1 ما خودمان رفتیم و دیدیم مسئله غیر از این است، خب دیگر چرا مىایستید؟! استخارهات چیست جانم؟! استخاره دیگر نمىخواهد، یك راه است و در اینهم شكى وجود ندارد، پس چرا این قضیه پیدا مىشود؟! چون آقاى فلان با این طریقه مخالف بودند، «مرحوم» فلان! «ح» را هم خیلى غلیظ بگوییم كه شك را بیشتر كند! مرحوم دندلجى و مندجلی و بندلجى با این راه مخالف بودند، مرحوم آقای فلان راجع به اینها احتیاط مىكردند، مرحوم آیةالله فلان در استكان اینها آب نمىخوردند و قائل به احتیاط بودند! این مرحوم، مرحومهایى كه درآمده است مىآید بیچاره را به استخاره مىاندازد! اى دَدَم وای! خدا هم مىگوید: خیلى خب راه و طریق كه برایت روشن شد بعد رفتى و همه چیز را هم خودت تجربه كردی، دیگر چه مشکلی داری و چرا دنبال استخاره مىگردی؟! اینكه میگوید: دنبال استخاره بروم، یعنى نمىخواهم بپذیرم؛ نمىخواهم این وضعیت و حقیقت را براى خودم ثابت كنم.
ابنأبىالحدید و اینها هم همینطوری بودند، درعینحال به امیرالمؤمنین علیهالسّلام نگاه مىكرد و مىدید اوه اوه نمىشود اصلاً نزدیك شد، اصلاً به آن عالَم نمىشود نزدیك شد! آن اشعار عجیب او كه دور گنبد نوشته شده است:
- . الاحتجاج، ج 2، ص 52، با قدرى اختلاف.
