جلسه ۶۵۲
2فی هذا تذکرة لمن اراد ان یتذکر و هو ان یخشی چگونه خداوند این خر را زیادتر از بقیة موجودات آفریده است لکن الناطقیة اقتضی بحسب ذاتها خود ناطقیت اقتضا میكند أن یلزمها الحیوانیة المعینة المطلقة اینكه حیوانیت معین مطلق است لازمة آن ناطقیت باشد ناطقیت بدون حیوانیت كه نمیشود فالحاجة المطلقة حاجت مطلقه از قِبَل حیوان آمده، حیوان میگوید من حاجت دارم به اینكه به صورت و شكل و شمایلی در بیایم ولی اقتضای چیزی نمیكنم، اینكه از خودم بیایم بگویم كه من حیوان میخواهم به صورت انسان در بیایم نه، این در كار ما نیست یا حیوان بگوید كه من میخواهم بصورت بقر در بیایم این كار ما نیست، میگوید من میخواهم به صورت در بیایم این مقدار از من بر میآید كه حیوان بگوید من به تنهایی نمیتوانم در خارج وجود داشته باشم مرا به صورت در بیاورید به كدام صورت؟ خودتان میدانید به هر صورتی كه میخواهید در بیاورید، شما هر صورتی كه برای من حیوان ترسیم كردید من در مقام رضا و تسلیم چشم بسته و گوش بسته و زبان بسته و دست بسته و پا بسته قبول دارم مثل ورق سفید میگذارند جلوی آدم میگویند امضاء كن بابا چی نوشته؟ به تو مربوط نیست تو امضایت را بكن حیوان هم همین را میگوید میگوید آنرا كه من ازم برمیآید فقط همین مقدار است وتعین المحتاج إلیه انما جاء من قبل الفصل از قبل فصل میآید او را متعین میكند و تعدد علل بر معلول واحد جنسی اشكال ندارد حالا شما میگویید كه فصلها بر سر یك معلول میآید، یك معلول را وجود میدهند در صورتی كه توارد علل ایشان میگویند عقلا جایز نیست، ایشان میگویند آن معلولی كه خارجی داشته باشد نه معلول ذهنی و معلول تصوری لضعف الوحدة فی الطبیعة الجنسیه. كه در اینجا گفتیم مساله وحدت در اینجا نیست مساله همان معنای متوحد است، آن معنای متوحد كه عبارت از همان معنای جنسی مبهم آن چیست؟ آن در تعین و در تحصّل ضعیف است وقتی كه ضعیف باشد هر فصلی میآید او را متعینش میكند نه اینكه خود او فیحدنفسه دارای تشخص و دارای تعین باشد كه آبی از علل متعدده باشد.

