اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في كيفية تقوم الجنس بالفصل 29-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۵۱

3
  •  در جریان امام حسین همه مردم برگشتند تمام شدند، خیلی جریانات منبّهی است این قضایای وقایع زمان و ما همان را باید همیشه برای خودمان ملاك قرار بدهیم، همه مردم بیعت كردند و همه مردم بیعت را شكستند خیلی راحت یك ده یا بیست نفری ماندند مسلم‌بن عوسجه، حبیب بن مظاهری اینها كه با مسلم بن عقیل بیعت كرده بودند ده، بیست تایی مانده بودند و بقیه هم بنی‌هاشم بودند یعنی همه یك شهر آخر خیلی عجیب است این مساله آدم باید روی این قضیه فكر كند بالاخره ببیند دنیا چه خبر است؟ همه یك شهر بیعت می‌كنند فردایش همه می‌گویند نمی‌خواهیم، ای بابا خب از اول می‌گفتید خیال همه را راحت می‌كردید، هم مسلم تكلیفش را می‌فهمید، هم امام حسین تكلیفش را می‌فهمید چیست، می‌آیی و بیعت می‌كنی و مردم را به زحمت می‌اندازی و بعد هم می‌كشی كنار، بعد هم تازه نكشیدی كنار بلند شدی آمدی به جنگ، ای كاش فقط می‌كشیدی كنار و می‌رفتی، بعد هم می‌گویی نه تنها بیعتم را شكستم بلكه حالا می‌خواهم حسابت را برسم، این حرفها نیست باید بیایی با یزید بیعت كنی خیلی این مساله‌ای است كه خیلی برای انسان مایه تعجب است، همیشه این بزرگان و این عرفا و این علمای درست این مشكل را همیشه در زندگیشان داشتند، این مشكل را همیشه در روابطشان داشتند، روابط اجتماعی آدمی كه بخواهد در این دنیا عالمانه زندگی كند عاقلانه بخواهد زندگی كند، با حریت و آزادی همیشه با این قضیه روبرو هست، می‌آیند و كاری می‌كنند و بعد هم می‌گویند تو هم باید بكنی، تصمیمی گرفتیم و شما هم باید بیایی به دنبال این تصمیم حركت كنی تو هم باید ترتیب اثر بدهی ابوالأسود دؤلی آمدند در منزلش عسل بدهند گفتند از طرف معاویه است، بچه‌اش عسل را خورد آمد دست كرد در دهان بچه‌اش آن عسل را بیرون آورد قی كرد برگرداند، گفت: عسلی كه از طرف معاویه است توی شكم تو نباید برود، كه از بچگی شیرینی آن ارتباط با معاویه بخواهد در جان تو بنشیند، خیلی اینها حرف است چقدر واقعا كارها می‌كرد، گوسفند می‌داد بره می‌داد در یك خانه‌ای یك چند روزی كه بودند و بچه‌ها انس می‌گرفتند، می‌رفت از آنها می‌گرفت بعد می‌گفت علی آمده برده، شب دزدیده تو خواب بودی آمده در را باز كرده، علی آمده این بره‌ها را برده در تاریخ نوشتند، عجب آدم مكاری بوده از آن حقه بازها، این یزید خر بود آدم احمق خری بود، معاویه نه معاویه خیلی سیاس بود، یزید خر بود، امروزی‌ها می‌روند این آثار بنی‌امیه و بنی‌مروان را در این كشورها می‌بینند بعد می‌آیند می‌گویند اینها چه زحماتی كشیدند، اینها افتخارات اسلام است، می‌نویسند اینها افتخارات اسلام است، ساختمان را می‌بینند، ساختمان كه افتخار اسلام نیست، ساختمان برای آن بنا و معمار بوده بدبخت آمدند جان كندند ساختند دیگر افتخار اسلام ندارد، یك قصری هست كه همان قصر از افتخارات اسلام است قصر الحمرا می‌گویند در قرناطه آنجا اسپانیا همین قصری كه از افتخارات اسلام است و عجیب است، یك اتاقی دارد یك اتاق خیلی تاریكی است و اتاقش اتاق مخصوصی است فلان و این چیزها كسی كه در آنجاست به مشقت و اینها می‌گذرد، این اتاق مخصوص زنها و دخترهایی بود كه از ممالك اسلامی و اینها می‌دزدیدند و می‌آوردند و تقدیم جناب حاكم اسلام می‌فرمودند، و اگر آنها تمكین نمی‌كردند در این اتاق می‌گذاشتند آنقدر تا اینكه اینها به ستوه بیایند و بپذیرند و اینجا از افتخارات اسلام است، قضیه می‌شود از افتخارات اسلام، تمام اینها افراد مادی همه مادی هستند همه توجه به ماده و به صورت و همین، ارزش ها در این ساختمان‌ها نمود دارد، آنها هم دارند مسیحی‌ها هم دارند یهودی‌ها هم دارند آنها هم ساختمان دارند جاهای خیلی بهتر از ما هم دارند تازه مگر مساجد و این قصرها را كی ساخته؟ همانی ساخته كه كلیسا هم ساخته همان بنّا همان عمله هم می‌رفت كلیسا می‌ساخت هم می‌رفت مسجد می‌ساخت هر دو یكی بوده، الان در استانبول یك مسجدی هست بهش می‌گویند مسجد ایاصوفیه خب این كلیسا بوده، كلیسای بسیار بزرگ و قدیمی كه رویش موزه نوشتند، مسجد را نوشتند موزه و پول هم می‌گیرند كسی كه وارد بشود پول می‌گیرند ما با آقای كه رفتیم آنجا پول گرفتند، آن وقت آن سلطان احمد بخاطر اینكه بیاید مقابله كند آمده روبرویش یك مسجد ساخته كه این هم ما این هستیم، مثل هم فرقی نمی‌كند شاید مال این هم یك مقداری بهتر باشد آن وقت مال سلطان احمد را پول نمی‌گیرند موزه نیست ولی این یكی، كه شما كلیسا درست كردید البته مسجد است، یعنی الان مسجد است ولی همینطوری خلق خدا می‌آیند می‌روند تویش حالا آن را می‌گویند چادر داشته باشی و یك چیزی می‌دهند روپوش داشته باشی چون مسجد است، ولی از آن طرف نه، همینطوری خلاص خب حالا مسجد سلطان احمد از افتخارات اسلام است این طرف است و آن هم آن طرف است هردویش یكی است.