
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
تبیین جایگاه جنس و فصل در تحقق ماهیت نوعیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح میدهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر میکند. در ادامه، با ذکر مثالهای ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس بهواسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوامبخشی آنها پاسخ داده میشود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرتآموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیمگیریها تأکید کرده و تفاوت میان ارزشهای حقیقی و ظواهر مادی را تبیین میکنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حسابوکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق میشود.
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح میدهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر میکند. در ادامه، با ذکر مثالهای ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس بهواسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوامبخشی آنها پاسخ داده میشود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرتآموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیمگیریها تأکید کرده و تفاوت میان ارزشهای حقیقی و ظواهر مادی را تبیین میکنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حسابوکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق میشود.
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
8آدم وقتى به این جریانات و مسائل و افرادی كه در اطراف او هستند نگاه مىكند، مىبیند كه اینها همین حرفهایی بوده كه چند سال پیش هم زده شده است! [شخص میگوید که] پس فریب خوردهام! حالا همان حرفها دوباره تكرار شده است! این چیست؟! هیچ! نه حساب هست و نه كتابى، و همینطوری قضایا به جلو مىرود.
وقتى كه مرحوم آقا آن كتاب ولایت فقیه در حكومت اسلام چهارجلدى را داشتند درس مىدادند كه یادم است ایشان در مشهد صحبت مىكردند، یك روز ما نرفتیم. ما مىآمدیم همان كنار در مىنشستیم. به ما گفتند: صبح شما را ندیدم آقا؟ از فردا هر روز باید بیایید. گفتیم که چشم هر روز میآییم! یک دفعه یك مقدار دیر رفتیم آنطرف روی منبر نشسته بودند و گفتند که آقا امروز شما دیر آمدید! گفتیم: اى بابا! مثل اینكه من باید اول از همه بیایم! میآمدیم و عقب مینشستیم و آقای ... بیچاره میآمد ما را بیدار میکرد که صبح زود بلند شویم و به این درس بیاییم! بعد یادم است آن موقعها كه بحث راجع به طرح مسئلۀ دموكراسى و كیفیت رأیگیری بود كه چطور انسان بخواهد رأىها را در یك جامعه ملاك براى تصمیم قرار بدهد ایشان مطالبى را مطرح كردند و در آخر این نظریه را فرمودند كه اگر قرار بر این باشد که رأىها مدّنظر باشد باید یك رأى مجتهد با رأى هزار نفر برابرى كند، اگر هزار نفر رأى مىدهند باید با نظر یك مجتهد برابرى كند، این نظر ایشان بود.1
یادم است در آن موقع مرحوم آقای سالم خیلى اشكال مىكرد و نظر خود را اینطور طرح مىكرد كه بعضىها اینطور مىگویند. وقتى كه درس تمام شد، گفتم: از بعضى مایه نگذار! بگو خودم مىگویم، دور نزن بگو من نظرم این است! میگفت که خود آن ضمیمۀ رأى به رأى موجب تقویت است و همینطوری این ضمیمه متضاعف خواهد شد تااینكه آن به حدى خواهد رسید كه از نظر قوّت به مرتبۀ تنجّز ـ این مسئله ـ مىرسد. ایشان با جواب و اینها پاسخ مىدادند و مسائل به یك همچنین جاهایى منتهی شد.
- . ولایت فقیه در حكومت اسلام، ج 3، ص 196.
