اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل

تبیین جایگاه جنس و فصل در تحقق ماهیت نوعیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح می‌دهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر می‌کند. در ادامه، با ذکر مثال‌های ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس به‌واسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوام‌بخشی آن‌ها پاسخ داده می‌شود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرت‌آموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیم‌گیری‌ها تأکید کرده و تفاوت میان ارزش‌های حقیقی و ظواهر مادی را تبیین می‌کنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حساب‌وکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق می‌شود.

تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل

6
  • این‌هم در اینجا همین‌طور است؛ وقتى كه فصل مى‌آید خود آن ماهیت را «تِ» مى‌كند نه‌اینکه ماهیتِ «تِ» ـ [یعنی] ماهیتِ مخصوص ـ را تبدیل به انسان مى‌كند بلکه خود ماهیت و آن امر مبهم انسان مى‌شود. اگر این فصل آن حیوان مطلق را تبدیل به انسان بكند اشكال پیش مى‌آید و اگر حیوان مخصوص را انسان بكند خب اشكال دیگری پیش مى‌آید كه این خصوصیت از كجا آمد؟ پس این فصل چه كرده و چه عملى انجام داده و چه هنرى از او سرزده است كه شما او را از این جنس جدا كردید؟! این مطلبى است كه ایشان گفتند و اگر رسیدیم پاسخ آن را مى‌خوانم. البته پاسخش مشخص است.

  • فصل (6) فی کیفیة تقوّم الجنس بالفصل.

  • هذا التقویمُ لیسَ بِحسَبِ الخارجِ لِاتِّحادِهما فی الوجودِ و المُتَّحِدانِ فی ظرفٍ لا یُمكِنُ تَقوُّمُ أحدِهما بِالآخَرِ وُجوداً بل بِحَسَبِ‌ تحلیلِ العقلِ الماهیةَ النوعیةَ إلى‌ جُزءینِ عقلیین و حُكمُه بِعلّیَةِ أحدِهما لِلآخَر ضَرورَةَ احتیاجِ أجزاءِ ماهیة واحدَة بعضها إلىٰ بَعض و المحتاجُ إلیه و العِلَّة لا یَكونُ إلّا الجُزءُ الفصلی ـ لِاستِحالَةِ أن یكونَ الجُزءُ الجنسی عِلَّةً لِوجودِ الجزءِ الفصلی و إلاّ لَكانتِ الفصولُ المتَقابِلَة لازمةً لَه فیكون الشی‌ءُ الواحدُ مختلفاً متقابلا ًهذا ممتنعٌ.1

  • این قوامى را كه گفتیم قوام جنس به فصل است به‌حسب خارج نیست چون در خارج تركیبى وجود ندارد و چون در وجود متحد هستند و وقتى كه دوتا متحد در یك ظرف باشند، ممكن نیست یكى از اینها وجوداً قوام به دیگرى پیدا بكند چون صحبت در این است كه اینها متحد هستند و دو امر مستقل نیستند كه حكم به اِثنینیّت در آنها بشود و یكى به دیگرى قوام داشته باشد بلكه این تقویم به‌حسب تحلیل عقل است كه ماهیت نوعیه را به جزئین عقلیین تحلیل مى‌كند.

  • حُكمُه بِعلّیَةِ أحدِهما لِلآخَر ... تمام این بلاها را عقل مى‌آورد كه یكى را علت و دیگرى را معلول می‌کند. بعضى از این اجزاء ماهیت واحده احتیاج به بعض دیگر دارند و مسلّم است که علت همیشه آن چیزی است كه مقام فاعلیت و ابراز و اظهار دارد. خب او فصل است تا آن امر معیِّن و مشخِّص نیاید و به این امر مبهم نخورد، آن امر مبهم همیشه در بوتۀ اجمال و ابهام خود خواهد بود پس این علت مى‌شود. علت آن چیزی است كه باعث تعیّن جنسى بشود.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 30.