اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل

تبیین جایگاه جنس و فصل در تحقق ماهیت نوعیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح می‌دهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر می‌کند. در ادامه، با ذکر مثال‌های ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس به‌واسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوام‌بخشی آن‌ها پاسخ داده می‌شود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرت‌آموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیم‌گیری‌ها تأکید کرده و تفاوت میان ارزش‌های حقیقی و ظواهر مادی را تبیین می‌کنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حساب‌وکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق می‌شود.

تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل

5
  • پس اینكه شما این جنس مطلق را یعنى حیوانیت را با آن شمولى كه دارد و با آن سعه‌اى كه بین همۀ حیوانات دارد به‌واسطۀ ناطق از مقام اجمال به منصۀ ظهور آوردید، پس همۀ حیوانات ظهور پیدا كردند، چون همۀ حیوانات همین حیوان هستند، منتها او به یك شكلی است و آن یکی به یك شكل دیگری است و شما با یك فصل همه را زنده کرده‌اید [این صحیح نیست]. مى‌گویند که با یك تیر دو نشان زدیم، حالا شما با یك تیر صد نشان زدید! یك ناطقیت آوردید و حیوانیت را زنده كردید خب این حیوانیت در همه هم هست پس در همه حیوانیت زنده شد پس همه ناطق هستند خب اینكه درست نشد، درحالی‌که مى‌بینیم همۀ اینها فصول و انواع مختلف هستند و یك فصل نمى‌تواند موجب ظهور حیوانات مختلف و متعدد باشد.

  • اگر بگوییم که آن حیوانیتِ عام را بارز و ظاهر نمی‌كند بلکه یك حیوانیت خاصى كه برای انسان هست را به مقام بروز و ظهور می‌رساند، نه حیوانیت كلى كه در همۀ حیوانات سارى و جارى است ـ با او كارى ندارد هركدام از آنها یك حصّه و سهمیه‌ای از حیوانیت دارند ـ خب اینكه دور مى‌شود. البته ایشان نمى‌گویند که دور است من مى‌گویم که این دور است. چرا؟ چون خود شما در اینجا حیوانیتِ خاص مى‌گویید، خب حیوانیت آن خصوصیت را از كجا آورده است؟ شما كه مى‌گویید که این حیوان در مقام ابهام خودش مبهم است و فقط آن ممیز است كه فصل است و مى‌آید او را از ابهام درمى‌آورد؛ اگر این حیوانیت، «حیوانیتِ» مخصوص باشد این «تِ» در «حیوانیت» از كجا بیرون آمد؟! اینكه خودش مبهم بود! در حیوانیتِ مخصوص آن اضافۀ حیوانیت از كجا سر زد و منشأ این اضافه چه بود؟! مگر منشأ اضافه غیر از خود فصل است؟! به عبارت دیگر این حیوانیتى كه در اینجا اختصاص پیدا كرد مگر غیر از همان اضافۀ اشراقیه است ـ شبیه همان اضافۀ اشراقیه كه در آن بحث مى‌شود ـ كه اضافۀ اشراقیه هم اضافه است و هم اشراق و هم وجود خارجى و ربط است؛ یعنى همه چیز در یك عمل و در یك حادثه تحقق پیدا مى‌كند؛ نه صورت خارجى بوده كه اضافه به آن تعلق بگیرد، نه این اضافه آمده و به‌ یك صورت خارجى تعلق پیدا كرده و بعد با آن مبدأ ربط پیدا كرده، و نه آن مبدأ، اول صورت خارجى را دیده و بعد بین خودش و بین آن صورت خارجى ربط برقرار كرده بلکه همه چیز در همان ابتداى مسئله انجام شده است؛ یك افاضه شد و در آن افاضه هم مبدأ و هم مقصد و هم ربط بین مقصد و مبدأ در اینجا مشخص شد و تعیّن پیدا كرد و همۀ اینها با نفس یك فعل كه ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡ‍ًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ1 است در اینجا تحقق خارجى پیدا مى‌كند.

    1. . سوره (36) آیه 82. امام شناسى، ج ‌16، ص 18:
      «این است و جز این نیست، امر خداوند آن است كه چون اراده كند چیزى موجود شود، به آن چیز مى‌گوید: بشو! و آن مى‌شود.»