اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في كيفية تقوم الجنس بالفصل خصوصی 26-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۵۰

6
  •  تلمیذ: ...

  •  استاد: تحت تربیت نبودند رفت و آمد می‌كردند تحت تربیت بودن نه آقا یعنی عمل به نسخه كردن این معنای تحت تربیت، اینها فقط می‌آمدند و روز و شب را می‌گذراندند بنده خودم در مجالس عدیده‌ای با مرحوم آقا و مرحوم والد بودم كه یك مساله‌ای مطرح می‌شد و دقیقا صد و هشتاد درجه خلاف فهمیده می‌شد حالا همین طرز تفكر مسئولیتی را به عهده می‌گیرد آن وقت چه خواهد شد؟ بنده خودم بودم دیگر ما در بیت بودیم، آن وقت می‌شود قم چی؟ قم جهنم می‌شود، قم ظلمانی می‌شود، قم كدروت می‌شود، قم آمدیم یك سیب سیاهی روی قم گرفته بود اه عجب پس این حضرت معصومه اینجا چكار می‌كند؟ قمی كه یك پردة سیاه رویش را بگیرد این حضرت معصومه لابد روحش هم از اینجا رفته وادی السلام قم از بدن و روح حضرت معصومه خالی شده آقای انصاری رفتند همه كوچ كردند وقتی آقا پایشان را در قم گذاشتند دیگر نه از آقای انصاری خبری است نه از علی بن جعفر نه از شاه جمال نه از حضرت معصومه، چی شد؟ دو سال بعد سه سال بعد نه قم خوب شد اه چی شد قضیه؟ خب این نابكار كه همان نابكار است اینكه تغییری نكرده من همان هستم من كه همان افكار را دارم سیصد درجه بدترش را هم دارم چی شد یك دفعه؟ قم پلة دوم نجف است اول نجف بعد قم ا ا بابا بگذاریم یك مقدار آن حرفهایتان چندسالی بگذرد كم‌كم انشاءاللَه فراموش بشود از اذهان این را تازه گفتید، بازی با الفاظ با كلمات بازی با نفوس. خب این بحث اول حالا ببینیم به دومش می‌رسیم.

  •  تلمیذ: ...

  •  استاد: بله ما هم می‌رفتیم ایشان از مستشكلین درس آقای وحید بود،

  •  تلمیذ: ...

  •  استاد: كه ظلمت شما نگیردشان

  •  تلمیذ: ...

  •  استاد: ما هم می‌رفتیم پیش آقای خامنه‌ای و ایشان هم خیلی لطف می‌كردند و واقعا محبت می‌كرد حتی یادم است كه ایشان حتی همین آقای خامنه‌ای بیرون ساختمان می‌آمد كه من شنیدم از بعضی از آنها كه گفته بودند برای كسی ایشان این كار را نمی‌كرد می‌آمد بیرون ساختمان تا دم ماشین و استقبال و خیلی ایشان اظهار محبت داشت، خود آقای خامنه‌ای به ما گفتند وقتی ایشان می‌خواستند ما را ببینند بعد از فوت مرحوم آقا از جمله مطالبی كه ایشان به ما گفتند این بود كه من قطع دارم پدر شما اطلاع بر غیب داشته، اطلاع بر نفوس داشته زیرا در نفس من بعضی از مسائلی بود كه غیر از من و خدای من خبر نداشت و ما وقتی با ایشان صحبت می‌كردیم ایشان از آن مسائل پرده برمی‌داشت آن وقت كار را به جایی رساندند كه مطالب دیگری ما از افراد می‌شنیدیم حرمت ایشان متأسفانه نگه داشته نشد نمی‌دانم فلان.