اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في كيفية تقوم الجنس بالفصل خصوصی 26-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۵۰

3
  •  یك روز من با ایشان داشتم در بیمارستان امام رضا می‌رفتم، قرار بود یك طبیبی چشمشان را معاینه كند وقتی كه برمی‌گشتیم، فاصله بیمارستان را داشتیم طی می‌كردیم ایشان گفتند: آقا این مطالبی كه راجع به این كتاب می‌گویند به نظر شما چطور است؟ گفتم كه آقا این كتاب، كتابی است كه خواهی نخواهی موجی را ایجاد می‌كند در این شكی نیست ولی خب بالاخره آیا باید موج ایجاد بشود یا نشود؟ یا باید همانطور باشد، همان مرتكزات بماند و همان افكار بماند حالا چه افكار صحیح چه افكار سقیم همه به یك نحوی بماند الی ابدالاباد كدام یك؟ و بالاخره آرام می‌شود ایشان گفتند بله مساله همینطور است بعد این را فرمودند: اینها كه نسبت به اینها اشكال می‌گیرند اینها نمی‌فهمند1 این شاهدی كه ایشان در اینجا آوردند این خیلی برای ما دلنشین بود كه نشان می‌دهد افكار افكار مادی است فقط در فرمول ماده و قیاسات مادی و مسائل مادی دارد دور می‌زند، هفده سال است كه با مرحوم آقا هیجده سال است بیست سال است كه بوده ولی در این بیست سال نتوانسته افكار خودش را از قیاسات مادی یك مقدار سوق بدهد كه بابا یك معنا و غیب و خدایی هم هست یك دستی هم این پشت هست، یك حساب و كتابی هم آن طرف قضیه هست فقط همه‌اش به این مردم و میز و صندلی نگاه نكن، فقط همین است این بابا یك روز هست یك روز نیست خب خیلی خب یعنی شما واقعا باید به یك نحوی باشد كه آنچنان عافیت بر همة مطالب حاكم باشد كه به هیچ وجه در هیچ بُرهه‌ای آب از آب تكان نخورد اینكه اصلا با این نظر ما نیامدیم در این مكتب با این نظر نیامدیم سابق مردم یك اسلام می‌آوردند از فردا جنگ‌ها شروع می‌شد ما كجاییم؟ شمشیر دست بگیر برو به جنگ رم برو به جنگ بنی مصطلح و بعد غزوه فلان چی‌چی خود پیغمبر جنگ است دیگر تیر و نیزه و شمشیر حالا یك تو به ما بگویند به ما برمی‌خورد از یك تو گفتن می‌ترسیم از یك این آقا خیلی همچین با نظرات بعضی‌ها موافق نیست ما ترس داریم ما می‌ترسیم ما نه نه این یك جوری بشود آن طور به هم نخورد آن جور اوضاع نشود نه آقا چه اشكال دارد انسان منطقی باشد صحیح باشد و نصیحت للائمه المسلمین را باید سرلوحه خودش قرار بدهد كسی كه دلسوزی می‌كند دلسوزی برای عظمت و عزت اسلام می‌كند و عزت حاكم اسلام عزت اسلام است خب واقعا اگر در همه‌جای دنیا از حاكم اسلامی به عنوان یك فرد دارای مثلا اندیشة بسیار مثلا متین، روش و شیوه بسیار چیزی یاد كنند ما بیشتر خوشحال می‌شویم یا اینكه فلان جا آنطور فلان جا اینطور كدام است؟ عظمت اسلام بخاطر همین ما می‌گوییم كه واجب است انسان از حاكم اسلامی اطاعت كند چون حاكم اسلام همان ظهور خود اسلام است، ظهور خود عزت اسلام است مسالة وجوب اطاعت از حاكم است به عنوان یك امر اعتباری نیست یك امر واقعی است چون انسان الان اسلام ظهور پیدا كرده در یك فرد پس انسان باید او را چكار كند؟ تأییدش كند هی تأییدش كند هی مثبتات را بگوید مواردی كه نقص است باید گوشزد كند هی به قضیه برود بالا برود بالا هی رشد بكند خب خود انسان هم افتخار می‌كند تا اینكه نه آدم بنشیند كنار و فقط مواظب خودش باشد و توی گوش خودش باشد اینطور نشود آنطور نشود با مسائلی كه راه می‌افتد خیلی به آرامش بخواهد برخورد بكند و ردّ بشود و همین‌كه كسی بهش نگوید آقا بالای چشمت ابرو است نتیجه‌ای ندارد یعنی این مساله نیست انسان باید در قبال حق چون چیزی مافوق حق وجود ندارد

    1. سوره النجم «٥٣» آيه ٣٠