اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في كيفية تقوم الجنس بالفصل ج2 مرحله 4 فصل ششم 25-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۴۹

9
  •  می‌گوییم من با مرحوم پدرمان بودم تقریبا چهل سال ما با ایشان بودیم اگر قرار بود كه ما از ایشان خلاف ببینیم خب من كه دیگر چیز نبودم حساب ما دیگر روشن بود تا آخر زمان حیاتشان آن حالت خودم را من حفظ كردم، حالت حریت در برابر حق نه خضوع و خشوع كوركورانه در برابر حق، حریت یعنی اختیار پذیرش حق یا اصلا خود ایشان تایید می‌كردند من برای رفقا می‌گفتم مواردی كه خود ایشان تایید می‌كردند و این قضیه در مورد ما هم هست الان در وضعیتی كه فعلا ما داریم من احساس می‌كنم این قضیه دارد تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و دارد بت درست می‌شود و دارد از آن محدودة مرام خودمان دارد بعضی از جریانات فاصله می‌گیرد حریت باید باشد تا لحظه‌ای كه مرگ انسان را فرا می‌گیرد آزادی در انتخاب باید باشد تا وقتی كه عزرائیل سراغ آدم می‌آید اگر یك روزی تصور كردی كه بخواهد به فردی یا به جریانی لباس قداست بپوشاند آن لحظه لحظة خطر و مرگ انسان است آن لحظه لحظة سقوط انسان است یك روزی اگر برای شما آمد كه نتوانستید به من ایراد بگیرید آن لحظه لحظة مرگ سلوكی شماست دارم بهتان می‌گویم روز قیامت نیایید بگویید نگفتید، آن لحظه‌ای كه شما تصور كردید نمی‌توانید یك حرف را به من راحت بزنید آن لحظه لحظة مرگ سلوكی شماست تا وقتی شما می‌توانید حركت داشته باشید حركت نفسانی داشته باشید بتوانید عبور كنید بتوانید مطالب را طی بكنید كه در شما یك همچنین حالتی نباشد تا دیدید، بدانید كار خراب است یعنی دارد كار خراب می‌شود این همان حالتی بود كه من تا آخر حیات با مرحوم آقا داشتم یعنی همیشه با مرحوم آقا خودم را در راحتی می‌دیدم هیچ وقت در فشار ندیدم و همین حالت را با امام زمان هم دارم الان چرا راه دور برویم اصلا بزنم به سیم آخر همین حالت را من الان با امام زمان دارم.