اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في كيفية تقوم الجنس بالفصل ج2 مرحله 4 فصل ششم 25-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۴۹

11
  •  تلمیذ: حریت به چه معناست؟

  •  استاد: ببینید حریت به این معناست كه انسان كه انسان نسبت به حق انسان همیشه باید آزاد فكر كند یعنی انتخاب حقی را كه می‌كند این انتخاب باید یك انتخاب آزاد باشد به نحوی كه اگر این حق در جای دیگری بود یا از فرد دیگری سر زد نفس او در قبال این مسالة حق نباید موضع بگیرد ولی اگر قرار باشد انسان آن حق را متمحض در فرد كند بعد در مواردی بین ظهورات دیگر با این موقعیت او تعارض پیدا بشود اینجا نمی‌تواند تصمیم بگیرد چون خودش را جمود كرده فقط در اینجا

  •  تلمیذ: حریت در مقابل حق نیست بلكه در مقابل افراد است.

  •  استاد: نه حریت مقابل نگفتم به معنای تهاجم و تقابل، یعنی حریت در قبال حق همیشه باید باشد،

  •  تلمیذ: ...

  •  استاد: بله مثلا فرض بكنید اینهایی كه امام زمان راحتم یعنی چی؟ یعنی آقا بلند می‌شود می‌خواهد برود حرم امام رضا از آن جا كه وارد می‌شود سرش را پایین می‌كند پایین می‌كند می‌آید در را دوباره اذن دخول می‌كند السلام علیک یا بن رسول اللَه انی وقفت علی باب من ابواب بیوت نبیک ... بعد اینطور می‌خواند بعد یواش یواش می‌آید جلو بعد همین آقا در قبرستان بقیع كه می‌رود عین گاو كله را می‌اندازد می‌رود در قبرستان با كفش هم می‌رود می‌ایستد این است منظورم امام رضا پدر امام زمان است از نقطة نظر شرافت جد امام زمان محسوب می‌شود قبرستان بقیع چهار تا امام وجود دارد آنجا چهار تا هستند آنها اجداد امام رضا هستند چهار تا هستند به جای یكی چهارتا هستند همینطوری با لنگه كفش می‌روی آنجا و دم آنجا می‌ایستی و بعد هم یك نگاه به آنجا می‌كنی یك نگاه هم به كبوترهای كه دانه می‌خورند و یك نگاه هم به قبر ام‌البنین و بعد هم می‌خوانی و با همان كفش راهت را می‌كشی و خیلی زور بزنی سر قبر ابراهیم هم می‌روی سر قبر هم عثمان بن مظعون هم دور می‌زنی درست، در حالی كه توجهی كه شما داری می‌كنی موقعی كه قبرستان بقیع می‌روی همان نگرشی باشد كه به مشهد و به زیارت امام رضا بروی این می‌شود چی؟ این می‌شود همان راحت بودن نه اینكه وقتی زیارت امام رضا بروی حالت با آن ـ بینك وبین‌اللَه دارم می‌گویم ـ موقع كه قبرستان بقیع بروی فرق كند حالت توجه اینجا افراد آمدند و ضریح است و شمشیرهایی كه پادشاه ها دادند آویزان است و بعد هم طلا و جواهر به امام رضا بسته و گنبد و فلان و این حرفها و حال توجه خوبی پیدا بشود در قبرستان بقیع السلام علیکم یا ائمة البقیع می‌بینی كه فرق دارد این آنی است كه من می‌گویم وقتی كه ما با امام زمان برخورد می‌كنیم سرمان را اینطوری بكنیم این حرفها را ندارد السلام علیكم یا بن رسول اللَه حال شما؟ امری داری بفرمایید؟ وگرنه خداحافظ شما حالا حتما باید كله را پایین بكنیم و پایین را نگاه كنیم بابا حضرت می‌گوید سرت را بلند كن چه خبر است؟ برای خودمان در ذهن خودمان عنوان می‌تراشیم عناوینی كه نفس ما را مقید به ظاهر می‌كند و در چهارچوب ظاهر حبس می‌كند این روش روشی است كه عرض می‌كنم الان دارد انجام می‌شود و باید شكسته بشود، در اینجا هركسی از رفقا در قبال حق مسئول است و هیچ كس نسبت به دیگری برتری ندارد همه یكی هستیم هركسی در صحبتش جوری نشان داده بشود كه جنبة تحكم دارد یا اینكه در صحبتش جوری است كه به این حریم نباید كسی وارد بشود از دیدگاه من این فرد مطرود است و هیچ شوخی هم با كسی ندارم و هركسی در دیدگاهش نسبت به این قضیه آزاد باشد راحت باشد و حرف را بزند و انتقاد كند او رفیق من است در دنیا و در آخرت صاف و هر كسی غیر از این بخواهد باشد او رفیق من نه در دنیا هست و نه در آخرت صاف حسابمان را تصفیه كردیم این حرفها نیست این آقا اینجا هست و نباید حرفی زد و حریم نگه داشت تمام اینها مزخرفات است كه ما اینجا در آوردیم چرندیات است اضافه كردیم هفتاد سال بابای ما آمد این بتها را بشكند تازه اینها بت دارند درست می‌كنند غلط می‌كند آن كسی كه می‌گوید نباید با آقا حرف زد از طرف من تو دهانش بزنید غلط می‌كند آن كسی كه می‌گوید نباید انتقاد كرد آقا هم مثل بقیه اشتباه می‌كند و كار خلاف می‌كند الان این رفقای ما می‌آیند می‌گویند آقا این كار اشتباه بود اینقدر من خوشحال می‌شوم اینقدر جداً من منبسط می‌شود الحمدلله یكی پیدا شد آمد از ما ایراد بگیرد ما همه رفیقیم آقا صدیقیم این بازیها چی است؟ استاد چست؟ ولی چی‌چی است؟ این مسخره‌بازی‌ها چیست؟ من تعجب می‌كنم! وقتی یك همچنین سفره‌ای را بزرگان اولیاء خدا این سفره را گسترانده‌اند آن سفره را انداخته‌اند چرا ما نباید از این سفره بهره بگیریم؟ چرا وقت خودمان را باید به همین مسائل بیائیم بگذرانیم و هیچ فایده‌ای برایمان نداشته باشد و دائما در همان تار عنكبوتی خودمان گرفتار باشیم چرا؟ برای چه این كار را بكنیم حیف نیست واقعا حیف نیست شما سی‌سال برایتان بگذرد و بعد از سی‌سال بفهمید رشد نكردید آن وقت بیایید گردن من بیاندازید خب چرا نگفتی؟ خب تو چرا نیامدی بگویی؟ تو چرا نیامدی؟ اگر این مساله مساله مهمی بود خب می‌آمدی می‌گفتی در حالی كه ما آمدیم و در همان مطالب خودمان در آن حریم و توی آن چیزهای خودمان آمدیم و الان در خیلی از جاها دارم می‌بینم یك همچنین جریاناتی هست مقابله هم خواهم كرد یعنی بنا بر این دارم كه اگر بعضی‌ها می‌خواهند مطالب را شوخی بگیرند خب چیز نكنیم جاهای هست یك همچنین مسائلی هست و خب یك مقدار این قضیه این است كه خب ضررها به خود شخص برمی‌گردد خب خودش می‌داند یك مقداری اینها انعكاسات اجتماعی دارد اینجا نمی‌شود شخص بیاید هر كاری دلش می‌خواهد بكند و هر جریانی را بگرداند به هر نحوی بخواهد چیز بكند ضرری كه خودش می‌برد خودش می‌داند آن مربوط به خودش است ولی اگر قرار باشد این قضیه بخواهد در خانواده‌ها تأثیر بگذارد در روابط اجتماعی تأثیر بگذارد آنجا دیگر جای سكوت نیست بطور كلی خیلی باید مواظب باشیم شیطان خیلی سریع از این نقطه نظر سراغ انسان می‌آید از هر دو قسم افراط و تفریطش از هر دو قسمش خیلی سریع شیطان می‌آید و آن به اصطلاح راه صحیح را با این تقدسات منحرف می‌كند با لباس تقدس و با لباس حرمت نگه‌داشتن و احترام نگه داشتن، احترام باید به جای خودش محفوظ باشد هر كسی باید احترام رفیقش را داشته باشد در شوخی‌های بی‌خود مطالب بی‌خود متلك گفتن های بیخود خدای نكرده بخواهد به غیبت برسد اینها چیزهایی است كه همیشه مذموم است ولی خب یك وقتی این احترام می‌آید برای انسان گرفتاری ایجاد می‌كند می‌بندد انسان را خب آنجا آدم ضرر می‌كند حداقلش این است كه می‌ماند.