
جلسه ۶۴۸
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 24-04-1430
جلسه ۶۴۸
6تلمیذ: ...
استاد: در ماده خارجی كه نیست ببینید شما كه وقتی به یك امر بسیط توجه میكنید همان امر بسیط را در مقابلة با امور بسیط دیگر كه قرار میدهید یا به امور مادی قرار میدهید متوجه میشوید كه آن امر بسیط نمیتواند ماده خارجی داشته باشد الان فرض كنید در اینجا این عوارض همة اینها باید یك موضوعی داشته باشند معروضی داشته باشند كه به او عارض بشوند خب الان كسی كه در اینجا هست رنگ سیاهی كه الان عارض بر این كتاب شده معروض از این كتاب است این كتاب را ببینید این از یك ماده و صورتی تركیب شده و ارتباطی هم به رنگ ندارد آن رنگ بعد بر آنها عَرَض میشود ممكن است این رنگ سیاه تبدیل به رنگ قرمز بشود در عین حال مطالب كتاب محفوظ است در عین حال اوراق كتاب و جلد كتاب محفوظ است رنگ عوض شده است درست شد پس بنابراین این كتاب در عین اینكه ماده و صورت خارجی را دارد یك عرض دارد آن عرض بسیط است آن بسیط را كه شما الان دارید در اینجا تصور میكنید آن بسیط مادة خارجی دارد و صورت خارجی دارد كه به انضمام آن ماده و صورت خارجی الان شما این را سیاه میبینید یا اینكه نه آن بسیط است و بطور كلی عوارض نمیتواند ترتب خارجی داشته باشند یا حالا یك مقداری از رنگ چیزتر كنیم همین تملكی را كه شما در وجود خودتان احساس میكنید كه این عرضی است كه عارض شده این ارتباطی كه بین شما و بین عبایی كه پوشیدید بین آن قبایی است كه پوشیدید بین آن كتابی است كه در جلویتان گذاشتید و بواسطة آن ارتباط است كه شما كتاب را برمیدارید بعد میبرید نمیگذارید كتاب را در این حجره یكی دیگر میآید بلند میكند این كه كتاب را برمیدارید میبرید این كتاب بخاطر چیست؟ بخاطر اینكه شما مالك هستید درست شد اگر این كتاب مال شما نباشد و ببرید میگویند شما دزد هستید چون شما پول مردم را برداشتید بالا كشیدید درست، و اینكه الان این ارتباط بین شما و بین این كتاب وجود دارد این ارتباط بسیط است یا مركب؟ نمیشود گفت مركب است بسیط است، هست یا نیست؟ یعنی ما الان داریم بهش ترتیب اثر میدهیم من نمیروم این كتاب شما را بردارم، بردارم به من میگویند تو غصب كردی تو دزدی كردی تو داری دزدی میكنی و دستم را قطع میكنند اگر حكومت باشد بعنوان غاصب و دزد دستم را قطع میكنند میگویند مال مردم را داری میخوری پس اینكه الان من این كار را نمیكنم بخاطر این است كه این مساله وجود دارد این مساله كه وجود دارد را شما به من نشان بدهید؟ من كه چیزی نمیبینم شما در آنجا نشستید یك كتابی هم در آنجا وجود دارد این حالتی را كه من احساس میكنم كه این حالت در شما هست و در ایشان نسبت به این كتاب نیست ایشان این كتاب را بردارد ببرد میگویند ایشان دزد است شما اگر این كتاب را ببرید میگویند مالك هستی شما ببرید مالك هستید ولی اگر كس دیگر ببرد بهش دزد میگویند این از كجا آمده؟ آیا این مركب است یا یك امر بسیط است؟ آن امر بسیط جایش كجاست؟ عقل است عقل میآید آن را در ارتباط با سایر چیزهای دیگر میسنجد میبیند یك امری است واقعی اما نمیشود نشان داد نمیتوانم دست رویش بگذارم بگوییم كه شما فرض كنید هفتاد كیلو یا هشتاد كیلو وزنتان هست سیگرمش یا پنجاه گرمش مال تملكی است كه بین شما و بین این كتاب وجود دارد این سی گرم مال تملك است یا یك سیر بقیهاش مال چیست؟ مسائل دیگر است بقیهاش مال فرض كنید انتصاب به پدرتان هم آن هم یك سیر است خیلی چیزها داریم آنقدر داریم كه دیگر به وزن خود آدم نمیرسد آنقدر چیزهای خارجی داریم یك سیر مال آن، یك سیر مال آن بعضیها یك سیر هم وزنش بیشتر است دو سیر مال آن و چیزها مال این و آن خلاصه هیچی اینكه الان شما دارید این احساس را دارید میكنید این یك امر بسیط واقعی است این وقوعش در كجاست؟ وقوعش در عقل است حالا كه وقوعش در عقل است نه در خارج پس ماده و صورتی كه میآید تعریف این جده را میكند عقلی خواهد بود خارجی نیست.
