اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 24-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۴۸

5
  •  ما یك وقتی پوست پیاز ما آن وقع هفت یا هشت ساله بودیم رفته بودیم جایی میكروسكوپی بود پوسته پیازی كه شما عادی می‌بینید این را برای ما گذاشت زیر میكروسكوپ ما دیدیم چه خبر است؟! در همین پوست پیاز چه رودخانه‌هایی جریان دارد؟! چه موجوداتی در حال حركت هستند؟! هرچی هم بزرگتر می‌كرد بیشتر بود واقعا عجیب است! می‌گویند همین آسمانی كه شما می‌بینید در شب دارای ستاره است اگر قرار باشد آن تلسكوپ‌های كذایی كه چیزها را می‌بینید اصلا نمی‌توانید حتی بعضی‌ها دچار اختلال شدند باید آمادگی داشته باشند تا اینكه بتوانند این اجرام و این توده‌هایی كه در آنجا وجود دارد بعضی از نمی‌دانم غبارهایی كه در آنجا هست و كیفیت آن ستارگان و اینها و وضعیتشان را ببینند اصلا بطور كلی با آنچه كه ما در شب می‌بینیم متمایز است آن به اصطلاح چیز دیگری است و خواهد بود این بخاطر چیست؟ این مقام تفصیل است آنچه كه ما می‌بینیم اجمال است یك ستاره اینجا و یكی هم آنجا ولی وقتی پشت آن دستگاه قرار می‌گیریم آن مجمل را برای ما مفصل می‌كند می‌ریزد بیرون نگاه كن ببین این تویش چیست؟ این در آسمان چه خبر است؟! كهكشان را بیا نگاه كن آن دایرة فرض بكنید اجرام سماوی كه الان این سیارات درش قرار دارند بیا ببین تشعشعاتی كه از این سیارات متصور است اینها را مشاهده كن سیاه چاله‌ها و امثال ذلك را بیا ببین این مسائلی را كه انسان می‌بیند یك مرتبه متوجه می‌شود خودش هم الان در یك همچنین جریانی قرار دارد پس چه خواهد شد؟! یك همچنین وضعیتی كه هست یعنی وجود خودش را در قبال یك همچنین پدیده‌ای از دست خواهد داد عجب من هم در یك همچنین وضعیتی قرار دارم من هم در یك همچنین فضایی قرار دارم و خبر ندارم پس اگر یك قضایای اتفاق بیفتد من چه خواهم شد؟! لذا خیلی مساله است كه مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز والا اگر قرار باشد كه اصرار از درون‌ها به بیرون سرایت بكند آن وقت هیچ كس دیگری را نگاه نخواهد كرد خلاصه مقام مقام اجمال است وإن کان الحد و المحدود شیئا واحدا بالذات لما علمت من کیفیة أخذ المعانی من ذات بسیطة وقتی كه شما اینها را متوجه شدید می‌فهمید كه حد دارای یك خصوصیاتی است كه عقل آن خصوصیات را از آن شیء بسیط به ملاحظة با اشیاء دیگر می‌تواند آنها را انتزاع كند گرچه آن شیء بسیط خودش در واقع بسیط باشد و این یك مساله‌ای است كه انسان را به مسائل خیلی دقیق‌تر می‌كشاند، كیفیت انتزاع اسماء از ذات یا صفات از اسماء انسان را سوق می‌دهد كه چطور از ذات بَحت و بسیط وُحدانی و مجرَّد به تمام معنی‌الكلمه بدون هیچ گونه رسوخ و نفوذ حد و قید، ما می‌توانیم این مسائل مختلفه از علم، حیات، قدرت نمی‌دانم مربوط به ذات است بعد می‌آید سایر مسائل دیگر كه مربوط به صفات است و صفات صفات خود ذاتی است و بعد صفات صفات خلقی است و جنبه اینها را در مراتب صفات ما حتی می‌توانیم از یك امر بسیط انتزاع كنیم اینها بخاطر مشاهدة این مسائل مختلف و مطالب مختلف است تا شما به امور خارجی توجه نكنید و به مسائل خارجی و به پدیده‌های خارجی توجه نكنید كجا می‌توانید ذات باری تعالی را ذات علیم و قدیر و حی و رئوف و عطوف و خالق و رازق و مصور و مدبر و اینها می‌توانید تصور كنید؟ تا این نظم را در وجود عالم شما این نظم را نیابید كجا می‌توانید كه ذات باری تعالی را مدیر و مدبر فرض بكنید؟ كجا می‌توانید این عالم را بر اساس یك نظام دقیق تصور بكنید؟ باید یك اداره‌ای ببینید، باید یك نظمی ببینید، باید یك نظامی ببینید، باید یك رأفتی و رحمتی ببینید، باید یك رزق و امثال ذلكی ببینید تا بتوانید همة اینها را به اصل برگردانیم آن اصل اصل مجرد و بسیط است، بسیطِ بسیطِ بسیط هیچی در آن ذات غیر از نفس ذات كه آن صرف‌الوجود است قرار ندارد و آنجا انسان می‌تواند حقیقت مسائل تفصیلی را به آن مساله اجمالی برگرداند.