اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه

تبیین تفاوت ترکیب‌های اعتباری عقل با واقعیت‌های خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع جنس و فصل در ماهیات بسیطه می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که اگر ماهیات بسیطه در خارج فاقد ترکیب هستند، چگونه عقل می‌تواند برای آن‌ها جنس و فصل در نظر بگیرد. در ادامه، تفاوت میان ترکیب‌های انضمامی در ماهیات مرکبه و ترکیب‌های اعتباری در ماهیات بسیطه بررسی شده و روشن می‌شود که عقل با تجزیه‌وتحلیل خود، مفاهیم مبهم را به امور متعین تبدیل می‌کند، بدون آنکه در خارج، انضمام یا ترکیبی رخ داده باشد. استاد با ارائه مثال‌هایی از اعراض و جواهر مجرده، نشان می‌دهند که چگونه مقام حد، مقام تفصیلِ اجمالِ محدود است و این فرآیند، نه یک جعلِ غیرواقعی، بلکه ابزاری برای شناخت دقیق‌تر حقایق است. در پایان، با اشاره به جایگاه واجبات و مستحبات در تکامل انسان، تفاوت مصلحت‌های ملزمه برای بقا و کمالات ثانویه برای عروج تبیین می‌شود.

تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه

7
  • فالأولُ یقتضى التركیبَ فى الواقعِ ... اوّلى كه انضمام شی‌ء محصَّل به محصَّل باشد این مقتضى تركیب است. دوم آن تركیب‌ در اعتبار عقل است و اگرچه این اعتبار اعتبار صادق است به‌حسب یک مرتبه‌ای از واقع كه همان مرتبۀ تعریۀ عقلى و مرتبۀ انتزاع ماهیات است ...، درست است که شما بین لون أبیض و بین لون أصفر فرق مى‌گذارید ولى در خارج این بسیط است گرچه از نقطه‌نظر تجزیه‌وتحلیل عقلى شما این تركیب را در واقع مى‌بینید؛ یعنى در عقل خود این تركیب را مى‌بینید ولى آنچه كه در خارج هست نمى‌تواند امر مركب باشد. بحسبِ مرتبةِ مِنَ الواقِع یعنى مرتبۀ انتزاع ماهیات.

  • فإن قُلت إذا أُخذَ كلُ واحدٍ مِن معنیی الجنسِ و الفصل مِن نفسِ ماهیةٍ بسیطةٍ ـ ثُمَّ اعتبِرَ باعتبارِ یكونانِ بِها مادة و صورة فَكان كلُّ منهما متحصّلاً فَیكونَ‌ الانضمامُ بینهما انضمامَ متحصِّلٍ بِمتحصِّلٍ فَیلزمُ مِن ذلك أن یكونَ المأخوذُ منه مركَّباً خارجیاً بناءً على أنَّ الأمورَ المتباینَة لا یطابقُ ذاتاً أحدیةً.1

  • اگر كسى این‌طور ایراد بگیرد كه این مطالبى كه شما گفتید درست است ولى شما چطور در مسئلۀ جنس و فصل باز مى‌توانید یك هم‌چنین چیزى را تصور كنید، از آنجایى كه شما دو معناى جنس و فصل را از خود ماهیت بسیطه گرفتید و بعد به یك اعتبار، ـ این یكونانِ بها باید «به» باشد ـ كه این جنس و فصل به‌واسطۀ آن اعتبار ماده و صورت هستند هركدام از اینها متحصل هستند و انضمام دوتا محتصِّل خواهد شد، فیلزمُ مِن ذلك ... وقتى كه شما دو امر را از دو شی‌ء مى‌گیرید بنابراین دو شی‌ء باید متحصِّل باشد و آنچه هم كه مابازاء خارجى است پس مركب خواهد بود و از یك ذات واحد شما امور متباینه را نمى‌توانید اخذ كنید.

  • قلتُ أخذُ الجنسِ و الفصلِ عنِ البسیطِ على وجهٍ یكونُ كلُّ منهما أمراً متحصِّلاً ـ حتى یكونَ الجنسُ مادةً عقلیةً و الفصلُ صورةً عقلیةً و بِالجملةِ صیرورةُ البسیطِ بِحیث یكونُ مركباً مِن مادةٍ و صورةٍ إنَّما هوَ بِمجرّدِ وضعِ العقلِ لا غیر إذ لا تركیبَ هناكَ بِهذا الوجهِ أصلاً بَل ذلك أمرٌ یفرضهُ العقلُ بِمجردِ اعتبارٍ غیر مطابقٍ لِلواقع.2

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 27 و 28
    2. . همان، ص 28.