اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه

تبیین تفاوت ترکیب‌های اعتباری عقل با واقعیت‌های خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع جنس و فصل در ماهیات بسیطه می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که اگر ماهیات بسیطه در خارج فاقد ترکیب هستند، چگونه عقل می‌تواند برای آن‌ها جنس و فصل در نظر بگیرد. در ادامه، تفاوت میان ترکیب‌های انضمامی در ماهیات مرکبه و ترکیب‌های اعتباری در ماهیات بسیطه بررسی شده و روشن می‌شود که عقل با تجزیه‌وتحلیل خود، مفاهیم مبهم را به امور متعین تبدیل می‌کند، بدون آنکه در خارج، انضمام یا ترکیبی رخ داده باشد. استاد با ارائه مثال‌هایی از اعراض و جواهر مجرده، نشان می‌دهند که چگونه مقام حد، مقام تفصیلِ اجمالِ محدود است و این فرآیند، نه یک جعلِ غیرواقعی، بلکه ابزاری برای شناخت دقیق‌تر حقایق است. در پایان، با اشاره به جایگاه واجبات و مستحبات در تکامل انسان، تفاوت مصلحت‌های ملزمه برای بقا و کمالات ثانویه برای عروج تبیین می‌شود.

تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه

4
  • توضیحُ الكلام أنَّ الحیثیات و المعانی المنتزعة عن الحقائقِ مِنها ما یُنتزعُ مِن حقیقةٍ بحسبِ حالِها فی الواقع .1

  • توضیحُ الكلام در بیان رفع شبهه از تحقق جنس و فصل در حقایق بسیطه این هست كه حیثیات و معانى منتزعۀ از حقایق یعنی آن معانى و حیثیاتى را كه از حقایق انتزاع مى‌كنیم و خصوصیاتى را كه از این حقایق انتزاع مى‌كنیم، این حیثیات و این معانى ... مثلاً فرض كنید مى‌گوییم که فلانى از حیث علمیتش به او عالم گفته مى‌شود از حیث تبحرش در فنّ خط به او خطاط گفته مى‌شود اگر شخصی جامع بعضی از مسائل باشد، از حیث نقاشى به او نقاش گفته مى‌شود، مصوِّر گفته مى‌شود و از حیثیات مختلفى كه ممكن است بر یك شخص به لحاظ آن ما یُنتزعُ عَنه خارجى گفته بشود.

  • و مِنها ما یُنتزَعُ مِنها باعتبارِ ملاحظةِ العقل بأن یتصوَّرَ العقل المعنى الّذی هو مخلوطٌ فی نفس الأمر بِالأمورِ المحصلة و متحدٌ معها غیرَ مخلوطٍ و لا متحداً بل أمراً مبهماً و یضمُّ إلیه المعانی المخصوصة.

  • خب بعضى از اینها هستند كه ما در واقع او را از حقیقت و حسب حالش انتزاع مى‌كنیم؛ یعنى منتزع واقعى اینها متعدد است و به‌لحاظ تعددش آن حیثیات را هم از هرکدام انتزاع مى‌كنیم. شخصى كه عالِم است به‌لحاظ علمش ما به او طبیب نمى‌گوییم خب طبیب نیست یا به‌لحاظ اینكه عالم است ما به او نجّار بگوییم خب نیست به‌جای اینكه تخته را در دربیاورد برمى‌دارد كرسى درست مى‌كند یا به‌لحاظ اینكه چون آقا علمش زیاد است بگوییم که نقاش ماهرى است! نه آقا! به‌جای اینكه گنجشك درست كند، گورخر تحویلتان مى‌دهد. هر چیزی را نمى‌شود گفت، مثلاً چون حالا یك نفر عالم است بنابراین بگوییم که طبیب هم است؟!  عالم بودن در مسائل اصطلاحی امروز فقط فقه و اصول است و یك مقدار درایه و حدیث هم در آن باشد! اما اگر كسى كه اهل فلسفه باشد یا اهل عرفان و معرفت باشد و یا مورّخ و مفسر باشد، به او عالم گفته نمى‌شود! فقط همین است! حالا اگر شخصی‌ یك هم‌چنین عالِمى بود ما بگوییم که حیثیات مختلفى از او بیرون مى‌آید حالا طبیب هم هست و...

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 27.