اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه

تبیین تفاوت ترکیب‌های اعتباری عقل با واقعیت‌های خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع جنس و فصل در ماهیات بسیطه می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که اگر ماهیات بسیطه در خارج فاقد ترکیب هستند، چگونه عقل می‌تواند برای آن‌ها جنس و فصل در نظر بگیرد. در ادامه، تفاوت میان ترکیب‌های انضمامی در ماهیات مرکبه و ترکیب‌های اعتباری در ماهیات بسیطه بررسی شده و روشن می‌شود که عقل با تجزیه‌وتحلیل خود، مفاهیم مبهم را به امور متعین تبدیل می‌کند، بدون آنکه در خارج، انضمام یا ترکیبی رخ داده باشد. استاد با ارائه مثال‌هایی از اعراض و جواهر مجرده، نشان می‌دهند که چگونه مقام حد، مقام تفصیلِ اجمالِ محدود است و این فرآیند، نه یک جعلِ غیرواقعی، بلکه ابزاری برای شناخت دقیق‌تر حقایق است. در پایان، با اشاره به جایگاه واجبات و مستحبات در تکامل انسان، تفاوت مصلحت‌های ملزمه برای بقا و کمالات ثانویه برای عروج تبیین می‌شود.

تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه

10
  • حالا صحبت ما این است كه در بسائط مثل لون و سیاهى هم تركیب هست یا دیگر آن تركیب نیست؟ یا فرض كنید در مذوقات هم تركیب هست؟ [منظور] آن كیفى [است] كه از مذوقات براى انسان حاصل مى‌شود، خب اینها بسائط هستند. یا مثلاً خط تركیب است؟!‌ در اینكه تركیب معنا ندارد چون خط به معناى فاصلۀ بین دو نقطه است. حجم آن شكلى كه از طول و عرض و عمق براى انسان حاصل مى‌شود، است. خب در اینها تركیب نیست پس ترکیب، ترکیب عقلى مى‌شود.

  • فإن قُلتَ الحدُّ عینُ المحدودِ فَكیفَ یُتصوَّر أن یكونَ المحدودُ نوعاً بسیطاً لا تركیبَ فیه أصلاً إلاّ بِمجردِ فرضِ العقل و الحدُّ مركباً مِن معانٍ متعددةٍ كلُّ منها غیرُ الآخَر.

  • [اگر بگویید که] حد عین محدود است وقتى كه شما چیزی را تعریف مى‌كنید باید مطابق با خارج باشد و خارج نمى‌تواند برای خودش یك چیز دیگر باشد و شما [طوری دیگر] تعریف كنید. البته تعریف‌هاى حالا همین‌طور است و در تعریف‌هاى حالا، حد و محدود هیچ ربطى به همدیگر ندارند و طرف دارد یك گورخر را آدم تعریف مى‌كند. بابا این چهار پا دارد در خیابان براى خودش مى‌دود اینکه آدم نیست حد یك چیز دیگر است و محدود یك چیز دیگر است ولى آن حدى كه امثال ملاصدرا دارند ظاهراً نباید باهم فرق كند!

  • واقعاً آدم گاهى اوقات تعجب مى‌كند از اینكه چطور كسى رو دارد! بالأخره خیلى عجیب است! روداشتن هم خودش یك نعمت الهى است! بعضى‌ها ندارند. چطور مى‌شود آدم تصور كند محدود یك نوع بسیطى است كه اصلاً در آن تركیبى نیست ولى برای حدش هزارتا تعریف بیاوریم؛ جنس درست می‌کنیم، فصل درست مى‌كنیم، لوازم و آثار درست مى‌كنیم. چطور یك هم‌چنین چیزی را عقل فرض كند؟! جنس غیر فصل است و فصل غیر لوازم است و هركدام هم باهم فرق مى‌كنند.

  • قلتُ مقامُ الحد مقامُ تفصیلِ المعانِى المأخوذةِ مِن نفسِ ذات و ملاحظتُها فرداً فرداً و مقامُ المحدود إجمالُ تلكَ المعانی فالتركیبُ فی الحدِ لا یوجبُ التركیبَ فی المحدودِ و إن كان الحدُ و المحدودُ شیئاً واحداً بِالذاتِ لما عَلِمتَ مِن كیفیةِ أخذِ المعانی مِن ذاتٍ بسیطةٍ1

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 28 و 29.