
تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه
تبیین تفاوت ترکیبهای اعتباری عقل با واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع جنس و فصل در ماهیات بسیطه میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر ماهیات بسیطه در خارج فاقد ترکیب هستند، چگونه عقل میتواند برای آنها جنس و فصل در نظر بگیرد. در ادامه، تفاوت میان ترکیبهای انضمامی در ماهیات مرکبه و ترکیبهای اعتباری در ماهیات بسیطه بررسی شده و روشن میشود که عقل با تجزیهوتحلیل خود، مفاهیم مبهم را به امور متعین تبدیل میکند، بدون آنکه در خارج، انضمام یا ترکیبی رخ داده باشد. استاد با ارائه مثالهایی از اعراض و جواهر مجرده، نشان میدهند که چگونه مقام حد، مقام تفصیلِ اجمالِ محدود است و این فرآیند، نه یک جعلِ غیرواقعی، بلکه ابزاری برای شناخت دقیقتر حقایق است. در پایان، با اشاره به جایگاه واجبات و مستحبات در تکامل انسان، تفاوت مصلحتهای ملزمه برای بقا و کمالات ثانویه برای عروج تبیین میشود.
تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع جنس و فصل در ماهیات بسیطه میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر ماهیات بسیطه در خارج فاقد ترکیب هستند، چگونه عقل میتواند برای آنها جنس و فصل در نظر بگیرد. در ادامه، تفاوت میان ترکیبهای انضمامی در ماهیات مرکبه و ترکیبهای اعتباری در ماهیات بسیطه بررسی شده و روشن میشود که عقل با تجزیهوتحلیل خود، مفاهیم مبهم را به امور متعین تبدیل میکند، بدون آنکه در خارج، انضمام یا ترکیبی رخ داده باشد. استاد با ارائه مثالهایی از اعراض و جواهر مجرده، نشان میدهند که چگونه مقام حد، مقام تفصیلِ اجمالِ محدود است و این فرآیند، نه یک جعلِ غیرواقعی، بلکه ابزاری برای شناخت دقیقتر حقایق است. در پایان، با اشاره به جایگاه واجبات و مستحبات در تکامل انسان، تفاوت مصلحتهای ملزمه برای بقا و کمالات ثانویه برای عروج تبیین میشود.
تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه
14تلمیذ: ... در بحث برزخ و قیامت اینهایی که قائل به جسمانیت یا معنوی میشوند، از این میشود استفاده کرد که...
استاد: آن قضیۀ ماده و صورت بودن در قیامت به خود امكان ذاتى اشیاء برمىگردد؛ ﴿أَوَ لَمۡ يَرَ ٱلۡإِنسَٰنُ أَنَّا خَلَقۡنَٰهُ مِن نُّطۡفَةٖ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ * وَضَرَبَ لَنَا مَثَلٗا وَنَسِيَ خَلۡقَهُۥ قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيم * قُلۡ يُحۡيِيهَا ٱلَّذِيٓ أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَهُوَ بِكُلِّ خَلۡقٍ عَلِيمٌ﴾1 این مسئله به خود امكان ذاتى برمىگردد اما كیفیت آن خلق كه به چه كیفیت است مطلب دیگر است و از ادلۀ دیگر باید به كیفیتش استناد كنیم كه آیا حتماً به معاد جسمانى ضرورت دارد یااینكه اصل معاد، معاد روحانى است، آیا ضرورتى است یا نه؟ آن یك مطلب دیگر است كه مىگوییم: نه، ضرورتى ندارد كه معاد حتماً جسمانى باشد و مىشود معاد روحانى باشد بدون معاد جسمانى و آن نفس در آن مقام تجردِ خودش مشمول عقاب و عذاب باشد.
بعد آنوقت صحبت در اینجا مىشود که حالا اگر صادق مصدَّقى مثل رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم بیاید و بگوید كه معاد جسمانى با این كیفیت داریم آنجا مىگوییم که اشكالى ندارد كه یك همچنین مسئلهاى باشد علیٰکلِّحال آنچه كه در خود معاد بحث مىشود این است كه نفى ابطال و امتناع معاد جسمانى نمىشود كرد. حالا آیا هست یا نیست؟ بله! همانطوریكه ما در یقینیات مجبور به متابعت از مبادى بدیهیه و اوّلیه هستیم، یكى از آنها هم كلام یقینى است كه از صادق مصدَّق براى انسان حاصل مىشود و وقتى حاصل شد خود او مىتواند بهعنوان مقدمۀ برهان قرار بگیرد همانطوریكه شما دارید در مسموعات و مبصرات و مذوقات همین مسائل را بهعنوان مقدمات برهانى قرار مىدهید.
تلمیذ: معاد جسمانی که مرحوم آقا در معاد شناسی دارند...
استاد: البته من آنجا در آن قسمت یك حاشیهاى زدم و جاى صحبت دارد در آن مسئلۀ حقیقةُ الشیء بِصورتِه لا بِمادته همۀ اینها به او برمىگردد و او اثبات معاد جسمانى را نمىكند، چیزهاى دیگر مىخواهد.
- . سوره یس (36) آیات 77 ـ 78.
ترجمه: «آیا انسان ندید که ما او را از نطفه ناقابل (چنین آراسته) خلقت کردیم؟ آن گاه (بهجای آنکه شکر گزار باشد) دشمن آشکار ما گردید. * و برای ما مثلی (جاهلانه) زد و آفرینش خود را فراموش کرد، گفت: این استخوانهای پوسیده را باز که زنده میکند؟!» (محقق)
سوره یس (36) آیه 79: معادشناسی، ج 6، ص 48 و 49:
«بگو اى پیغمبر: این استخوان را زنده میكند آن كسى كه در اوّلین وهله آن را ایجاد نموده است و او به هر آفرینشى داناست.»
- . سوره یس (36) آیات 77 ـ 78.
