اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس سوال و جواب ـ ونکته‌ها و گفته‌های استاد 19-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۴۷

4
  •  مرحوم آقا می‌گفتند كه یكی در مشهد بود در مشهد ادیب نیشابوری، ادیب نیشابوری اول كه ادبیاتش بهتر از این ادیب نیشابوری دوم بود بله ادیب نیشابوری اول یك وقتی هم آمده بوده قم و در درس مرحوم آقای بروجردی شركت كرده بوده، یك صحبتی شد صحبت عددی شد این آقای ادیب نیشابوری اعتراض می‌كند و بینشان در یك قضیه ادبی بحث در می‌گیرد مرحوم آقای بروجردی در آن جلسه ادیب نیشابوری را محكوم می‌كنند، اقای بروجردی ادبیاتشان خیلی خوب بود خیلی قوی بود بطور كلی مرحوم آقای بروجردی آدم پُری بود، فقط در مسائل فلسفی من خیال می‌كنم ایشان ضعف داشت یك مقداری با اینكه ایشان فلسفه خوانده بود ولی باز اگر بیش از اینها ایشان به فلسفه می‌رسید خیلی بهتر بود، ولی در عین حال مرحوم آقای بروجردی بسیار آدم خوبی بود، بسیار آدم خوش‌نفسی بود، و آدم از هوا گذشته‌ای بود و آدم مُلایی بود من در مباحثاتی كه داریم از جمله نظراتی كه حتما می‌بینم نظر آقای بروجردی است چه در اصول چه در مسائل فقهی، افرادی كه مورد نظر من هستند چند نفر هستند از قدما و متأخرین یكی از آنها مرحوم آقای بروجردی است.

  •  و این شروع كرد این را می‌گفت تسبیح دست گرفته بود و خلاصه داشت می‌گفت خدایا این خر را آدمش كن خب باز هم بابا این خدا خیلی به این رحم كرده دیگر آن جوری نشده بود كه این بردارند راجع بهش این حرفها را بزنند تا آدم بخواهد به آنجا برسد خیلی مساله است بعد من از یك جا شنیدم كه شخصی می‌گفت منظور مرحوم حسنعلی فلان كس بوده یك فردی را می‌گفت حالا نمی‌دانم این قضیه آیا چیز است چه بوده ولی می‌گفتند كه شنیده بودند كه با قرائنی كه نه خود شیخ حسنعلی ابدا اسم نمی‌برد اینها در مرامشان این نیست كه اسم بیاورند و افشای مافی‌الضمیر بكنند ولی می‌گفتند با قرائن معلوم بوده كه مقصود ایشان چه افرادی هستند خب این است دیگر یعنی انسان باید به خدا پناه ببرد با خواندن و اینها مساله درست نمی‌شود این چیزهای دیگر می‌خواهد اگر قرار باشد انسان نفسش را در آن مطالب بیاندازد و اینها را هم بخواند آن وقت آخر و عاقبتش این خواهد شد این مساله در خود رفقای ما هست الان هم هستند افرادی اگر خب می‌آیند پیش من می‌گویند كاملا برای ما مشخص است كه یك نفر تا دروغ می‌گوید اصلا صورتش برمی‌گردد گفتم نگویید جایی مساله مطرح نشود یا یك فردی كه می‌خواهد كلك بزند اصلا چشمش پیداست كه دارد كلك می‌زند مشخص است مرحوم آقا می‌فرمودند: من به فلانی می‌گویم آقا سیگار نكش این بلند می‌شود می‌رود پشت در سیگار می‌كشد و بعد می‌آید دست ما را می‌بوسد خیال می‌كند من نمی‌بینمش دارد سیگار می‌كشد! پشت در، توی كوچه می‌كشد یا سر چهار راه چی‌چی می‌كشد و اینجا می‌آید دست ما را می‌بوسد و ما هم سرمان را پایین می‌اندازیم.