
جلسه ۶۴۷
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس سوال و جواب ـ ونکتهها و گفتههای استاد 19-04-1430
جلسه ۶۴۷
3میگویند مرحوم آقاشیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی ایشان یكی از افراد نقل میكرد من این قضیه را از یكی از افراد خودم شنیدم البته او فوت كرده و در نجف بوده و به رحمت خدا رفته مرد خوب و بزرگی بود میگوید فلان كس اسم برد ما در آن وقتی كه با مرحوم پدرمان نجف رفته بودیم ایشان حتی اسم برد منتهی من اسم آن شخص را فراموش كردم یكی از افرادی بود كه آمده بود در نجف و چند ماهی تحصیل كرده بود و دوباره به شهر خودش بازگشته بود یك روز مرحوم حاج شیخ در نجف بوده و میبیند كه او عبا بر سر میكشد وقتی از حرم برمیگردد عبایش را سرش میكشد و میآید و میرود ازش سوال میكند چرا شما از حرم كه میآیید بیرون عبایت را سرت میكشی؟ سرت را پایین میاندازی كه نه كسی را ببینی و نه كسی شما را ببیند؟ چون وقتی عبا سر میكشیم نمیفهمیم كی است كه این هردوجهت محفوظ باشد حالا آدم میتواند سرش را پایین بیندازد و كسی را نبیند ولی بقیه آدم را میبییند و آدم مجبور است سلام كند این عبا روی سرش كشیده كه كسی را نبیند بالاخره گفت وقتی من میروم حرم و برمیگردم افراد را به صورت برزخیشان میبینم نگاه میكنم میبینم یك كسی به شكل سگ است، یك كسی به شكل بعد ایشان نقل كرد برای خود من نقل كرد گفت كه گفته بوده ایشان من اعاظم علمای نجف را بعضی از اعاظم را به شكل خوك میبینم یكی از كسانی كه این قضیه را نقل كرد برای شخص من مرحوم حاج شیخ مرتضی مطهری مرحوم ایتاللَه شهید مطهری رحمیاللَه علیه بود كه ایشان گفت من خودم شنیدم سلسله سند را یادداشت كنید سند موثق و معنعن و مستند، مستند، وقتی انسان نقل میكند باید سندش را هم نقل كند مرحوم آیتاللَه مطهری ایشان داشت برای مرحوم اقا میگفت بنده هم آنجا بودم گفت خودم شنیدم از آیتاللَه آقای آقا سیداحمد خوانساری رحمیاللَه علیه كه ایشان از مرحوم آقا شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی شنید كه من وقتی در نجف بودم بعضی از اعاظم علمای نجف را به صورت خوك میدیدم نعوذباللَه خب سند مشخص حالا بنده ممكن است دروغ بگویم ولی انشاءاللَه كه دروغ نباشد حالا از بنده بگذریم مرحوم مطهری دروغ نمیگوید مرحوم آیتاللَه خوانساری دروغ نمیگویند و خب خود آن مرحوم هم كه بالاخره خودش اصل و پایه قضیه است درست شد این مساله اینطور است بعد آن شخص میگفت كه من ازش سوال كردم یعنی من این قضیه را كه از یك فردی شنیدم اسم نمیبرم او گفت كه من سوال كردم از مرحوم آقا شیخ حسنعلی كه مرا به چه صورت میبینی؟ گفت مرا معذور بدار گفت باید بگویی گفت تو را به صورت خر میبینم، بعد این میگوید هر روز ایشان میگفت یك تسبیح دستش میگرفت میگفت خدایا این خر را بیامرز، این خر را آدم كن، میگفت و من میشنیدم آدم خوبی بود و به رحمت خدا رفت همان كسی كه این را میگفت هم ناقل به رحمت خدا رفته، هم مرحوم حاج حسنعلی نخودكی به رحمت خدا رفته بله در آن صحن حضرت امام رضا سنگی دارد هم این قضیه خریه ـ قضیه زنبوریه در مغنی داریم ـ رفقا كه مغنی درس میدهند یك قضیه زنبوریه داریم بین كسائی و جناب سیبویه اتفاق افتاده بعد كلك زدند همیشه كلك وجود دارد در مسائل علمی عجیب است، مسائل علمی كلك است، مسائل اعتقادی كلك است پای نفس كه بیاید در كار همه چیز كلك است.
