
جلسه ۶۴۶
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس نکتهها و گفتههای استاد: سوال و جواب ـ 18-04-1430
جلسه ۶۴۶
3كسی حق ندارد به هر كیفیتی بخواهد در میان جامعه حركت كند، بالاخره این جامعهای كه در اینجا تشكیل شده یك مقداریش را این فرد میتواند فضا اشغال كند مثلا فرض كنید شما اینجا نشستهاید هر كسی اینجا نشسته یك مقداری از اكسیژن اینجا حقش است شما الان سیگار در بیاورید دود كنید بگویید كه من حقم هست شما الان دارید به حق من تجاوز میكنید، این جامعه را با این وضعیت خدا ساخته، این غرائز را خدا داده، خدا این غرائز را بگیرد تو هر طوری میخواهی بیرون بیا اصلا لخت بیرون بیا، در یك جامعهای كه فرض بكنید از آن جامعه غریزة شهوت می بارد، به افراد یك آمپول بزنند دیگر هیچی خلاص، بشود آقامحمدخان، خب آن زن هم بشود فلان، خب لخت در بیا خب بیاید داری به دیوار نگاه میكنی هیچ مسالهای ندارد، یعنی مساله اصلا بر میگردد مثل بچه غیر ممیزی كه حتی در غیر تمیزش خاطرهای از آن در ذهن نمیماند، مساله در غیرممیز بودن حتی به بقاء خاطره و اینها برمیگردد فقط به اینكه میگویند ممیز باشد نیست، بچه سه ساله كه ممیز نیست اگر او را ببرید در یك جایی همه این ذهنیات در ذهنش میماند، نباید اینطور باشد مساله تمیز و اینها فرق میكند آن وقت در یك جامعهای كه غرائز وجود دارد، خواست وجود دارد یكی امكانات دارد یكی ندارد، یكی خواست دارد یكی ندارد، یكی نیاز دارد یكی ندارد و استفاده از فضای آن جامعه ممنوع نمیتواند باشد، نمیشود گفت كه آنهایی كه زن ندارند از صبح ساعت ده تا چند بیرون نیایند، حكومت نظامی كه نیست!، خب در یك همچنین فضای جامعهای حق قانونی هر شخصی این است كه آنچه كه موجب تحریك اوست در آن جامعه وجود نداشته باشد حالا اصلا یكی فی حدنفسه یك چیزیش میشود آن استثنا است ولی اگر افراد در آنجا بنحوی بیایند كه این فرد نتواند آن فضای آزاد را برای استفادة خودش در جامعه آن فضای آزاد را داشته باشد، فضای جامعه مسموم باشد، حتما مسموم بودن به دی اكسید كربن نیست مسموم بودن به قرطی بیرون آمدنها و فرض بكنید با وضعیت تحریك كننده بیرون آمدن هم هست، الان زنهایی كه دارند در جامعه تهران حركت میكنند هیچكدام اینها شرعی نیست، خود لباس پوشیدنشان محرك است، اگر لباس را دربیاورد اینقدر نگاهشان نمیكردند كه حالا تنش كرده است تمام اینها را بایستی كه منع كرد همة اینها ممنوع است یك لباس، لباس گشاد كه آن حجم تعیینی، بُعد و طول و عرض به حدودها و قیودها و كیفیاتها و كمیتها پیدا نباشد و بعد این بشود یك ملاك برای خود آن افراد حالا اگر كسی بگوید دلم میخواهد، خب بیخود دلت میخواهد، برای چی میخواهی اینطوری بیایی بیرون؟ اگر دلت میخواهد در خانه خودت باش آنجا لباسهایت را در بیاور پس تو مریض هستی، تو برای بقیه میخواهی این كار را بكنی، نه دلم میخواهد، دلم میخواهد در كار نیست، دلم برای بقیه میخواهد، اگر دلت برای خودت میخواست خب میرفتی در خانه، بلند شو برو در خانه آنقدر تنگ بپوش كه لباس پاره بشود یا اصلا میخواهی نپوش، كسی در چهاردیواری خانه منع نمیكند، قانون منع نمیكند حتی اگر بخواهی تفحص كنی بروی در منزل جلویت را میگیرند، آقا وقتی در بسته است حریم فرد محترم است، شخص محترم است ولی همین كه شخص میخواهد پایش را از حریم خودش بیرون بگذارد، درحقوق دیگران میرود، این جا مساله پیدا میشود، این آزادی كه میگویند هر كسی حق آزادی دارد اینجا منافات پیدا میكند، تو حق آزادی داری مثل اینكه من حق آزادی دارم بیایم اینجا سیگار بكشم و هوای اینجا را آلوده كنم شما حق اعتراض ندارید؟ خب ما هم میخواهیم نفس بكشیم فقط تو یكی كه نیستی تو به اندازه خودت میتوانی از اكسیژن استفاده كنی همین.
