
جلسه ۶۴۶
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس نکتهها و گفتههای استاد: سوال و جواب ـ 18-04-1430
جلسه ۶۴۶
5چندسال پیش كرج بودیم همین شب كذایی بود، آمدند یك دانه از این صداها ... باور كنید اگر زمان جنگ بود میگفتم بمب انداختند، قطعا اگر زن حاملی در آن منزل بود بچه سقط كرده بود، یعنی قطعی بود خب جلوی این چیزها را نباید گرفت؟ به اعتقاد من كسی كه یك همچنین كاری انجام میدهد این اعدام است، یعنی اخلال به امنیت عمومی اعدام است چندتا را اعدام بكنند همه سر جایشان مینشینند، وقتی یك نفر می خواهد خر باشد میزنند تو سرش، یكی میگوید نمیخواهم آدم شوم یكی میگوید میخواهم وحشی بمانم، وحشی میخواهی بمانی برو كوه وحشی بمان چرا در خیابان میآیی؟ چرا در خانه مردم میآیی؟ مخل به امنیت را میبریم یك مدتی نباشد، آقا چندتا را بگیرید به دار آویزان كنید آن وقت ببینید كسی ترقه در میكند یا نه؟ این بدتر است یا وارد كردن تریاك بدتر است؟ كدام بدتر است؟ اخلال به امنیت یك مسالة آسانی نیست كه فرض بكنید منحصر به یك یا چند چیز باشد، آنكس كه آرامش جامعه را تحتالشعاع قرار میدهد حالا در هر مسالهای باشد، مساله سرقت باشد، مساله قاچاق باشد، مساله درست كردن همین ترقهها باشد، مساله ایذاء و آزار مردم باشد، تمام اینها مشمول همین است، خود احتكار در تحت یك شرایطی كه خلاصه اصلا كارش این است، از آن طرف به هر بهانهای اعدام كردن از آن طرف باطل است از این طرف هر كاری شخص انجام بدهد و بعد هم با یك مجازاتهای خفیف این دوباره بتواند آنرا انجام دهد هردوی اینها غلط است هردوی اینها صحیح نیست.
تلمیذ: ... ..
استاد: خب اگر مردم را ول كنیم همین هستند دیگر، ما همین ایرانیهای كه داریم به همه دنیا افتخار میكنیم تا ببینند (امنیتی نیست) میزنند شیشهها را میشكنند، ماشینها را آتش میزنند یك بازی میكنند قرمز و سبز و سیاه و سفید نمیدانم چی و یكی میبرد یكی میبازد، بازی بازی است آقا چه وحشیبازی در میآورند؟! من یك دفعه در این قضیه بودم، از قم آمدیم تهران و وارد تهران شدم دیدم انگار شهر جنگزده است اصلا آتش و دود و كفش و كت افتاده بود در خیابان فردوسی گفتم حمله مغول بوده؟ یكی زده یكی برده بابا این چه بساطی است؟! یعنی این نشان میدهد كه مردم نیاز به قانون دارند، مردم نیاز به چوب و فلك دارند، قانون بالا سر نباشد میگیرد، میچاپد، دزدی میكند و هركاری هم دلش بخواهد انجام میدهد حالا هر كسی در هر لباسی میخواهد باشد تا چوب و فلك نباشد به نظام نمیآید، چند تا سلمان و ابوذر فارسی در این مملكت پیدا میشود؟ چند تا عمار و حذیفه در این مملكت پیدا میشود؟ چند تا پیدا میشوند كه تا یك گنج پیدا بكنند چشمشان را ببندند؟! نه بابا دو ریال پیدا میكنند دین و خدا و پیغمبر یادشان میرود، تمام شد نه قیامتی نه پیغمبری، بزن و شیشه را خرد كن و آتش بزن و چكار بكن و عقده چی را میخواهی خالی بكنی؟ باخته كه باخته، برده كه برده، من نمیدانم سابق هم همینطور بود زمان شاه یا نه؟ این چیه؟ مردم چرا اینطوری شدند؟ اصلا عین وحشیها، نمیدانم چه فرهنگی است؟ این چه ادبی است؟ اصلا ما به اسلام كار نداریم بابا تو یك وجدان داری، این ماشین بدبخت كنار پارك است به تو چه كار دارد؟ نه به آن قرمزت كاری دارد، نه به آن بنفشت كاری دارد، عین حیوان ... بعد هم میگوییم پیغمبر احكامش مال هزار و چهار صد سال پیش است الان مردم روشنفكر شدند! احكام مال الان نیست اینها این حیوانها؟
