اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 17-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۴۵

1
  • اعوذباللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  عرض شد كه بعضی‌ها در بسائط در مساله جنس و فصل چون نتوانسته‌اند یك حقیقت مشتركی كه به عنوان ذاتی برای ذاتیات بسائط هست ترسیم كنند، قائل به لوازم آن بسائط شده اند از باب جنس و فصل و آن ها را به عنوان جنس امر مبهم كه این ها یك امر مبهم هستند ترسیم كردند.

  •  اشكالی كه مرحوم آخوند و سایر افراد به این مطلب می‌كنند برگتشش به این است كه لحاظ امر مبهم در ماهیت یك شیء این چیزی را مشخص و متعین نخواهد كرد و چه طور ممكن است كه یك امر كه قابل اشتراك برای سایر انواع بسیطه و غیربسیطه هست بتواند معین و مشخص یك حقیقت نوعیه باشد این مساله و اصل اشكالی است كه به این ها برمی‌گردد و البته بعد مرحوم آخوند با تقریری كه راجع به این مساله می‌كنند خودشان پاسخی را می‌دهند.

  •  پس به طور كلی صحبت در این است كه آیا انسان می‌تواند با لازمه یك شیء ماهیت یك شیء را تغییر دهد و بتواند تعیین كند؟ و با آثار آن شیء بتواند آن ماهیت مشترك (هم از جهت اشتراكش و هم از نظر امتیازش) را مشخص كند و برای او ماهیتی تصور بكند؟

  •  این یك مساله‌ای است كه خب محل بحث و تأمل است كل مدار صحبت و اشكال مرحوم آخوند به این قضیه برمی‌گردد حالا نسبت به آن صحبت شد و خیال می‌كنم خود مرحوم آخوند مطلبی نداشته باشند.

  • قد ذهب بعض الناس إلی نفی الأجزاء العقلیة فی البسائط كه گفتند جزء عقلی به عنوان ذاتیات در بسائط راه ندارد زیرا امر بسیط نمی‌تواند دارای جنس و فصل باشد در جنس و فصل تركب لازم است و فرض این است كه در حقایق بسیطیه مثل اعراض، تصور یك چنین مساله‌ای طبعاً مستحیل است وأرجعها إلی اللوازم به لوازم برگرداندند این اجزاء عقلیه را گفتند لازمه‌اش می‌تواند مشخص و معین این بسائط باشد مثل فرض كنید كم و كیف و امثال این ها بأن یکون اللازم المشترک هو الجنس و اللازم المختص هو الفصل آن چه كه بین این امر بسیط با بسیط دیگر می‌تواند به اصطلاح ما به الاشتراك قرار بگیرد او را جنس قرار داده اند فرض كنید در همین عروض، این عرض بر یك موضوع، یك امر مشتركی است كه بین همه این ها هست حالا این اثر اوست نه این كه خود آن جنبه عروضی یك جنبه‌ای است كه خارج از ماهیت شیء است.