
جلسه ۶۴۵
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 17-04-1430
جلسه ۶۴۵
8او هم هركاری كه انجام میدهد طواف میكند انگار نكرده خب در این جا واقعا اگر این شخص بینه و بیناللَه با یك چنین حالی، نیاز به امام صادق علیهالسلام هم نداریم، این شخص مستبصر بشود، مستبصر یعنی متنبه بشود نه این كه نفهمد، مستبصر به كسی میگویند كه تفكرش عوض بشود و متوجه جهالتش بشود، این شخص كه میداند دیگر برای او استبصار معنا ندارد، فقط در این جا استبصار حالی شاید منظور است تنبه حالی، نه تنبه علمی و معرفتی او كه از اول خبر دارد.
مستبصر به شخصی میگویند كه اصلا افكار و عقایدش چیز دیگر بوده بعد برمیگردد و میگوید این عقاید همه جهل بوده خب این از اول میداند عمر از اول میداند كه حق با چه كسی است همه این ها را خبر دارد حالا این شخص ـ اصلا ما نیاز به امام صادق علیه السلام نداریم ـ یك دفعه توفیق الهی شامل حالش میشود و نه این كه فكرش بلكه حالش برمیگردد خب این چه كار باید بكند؟ باید برود دوباره انجام بدهد چون ما وقع لم یقصد و ما قصد لم یقع شوخی ندارد. همین را امام صادق علیه السلام میفرماید یقضی، چون باطل بوده حج از روی عناد باطل است.
اما در مورد خلاف كه میآیند صحبت میكند شخص مخالف است معنایش این است گرچه مخالف است ولایت را قبول ندارد ولی از نظر نفسانی در یك مرتبه از عناد نیست در عناد قرار ندارد، میگوید ما كه نفهمیدیم این ها چه كسی هستند؟ علی و حسن و ائمه علیهم السلام چه كسی هستند، ما همین طوری فعلا میرویم كی به كی است نفهمیدیم كی به كی است.
آدم الان خیلی از افراد و اشخاص را میبیند كه مثلا با این مسائل خیلی اهمال برخورد میكنند ما نمیتوانیم بگوئیم این ها معاند هستند بلكه معاند به فردی گفته میشود كه شخص عزم دارد، در نفس در مقام عزم است و در مقام قصد و جزم است آن فرد را معاند و مخالف و نفی گفته میشود خب وقتی این طور باشد آن كه دارد میگویید لبیك اللَهم لبیك خدا را نمیگوید، خدایا، خدای بدون علی را من دارم لبیك میگویم او در این قضیه اصلا ذهنش در این مسائل خیلی نیست و اكثر مردم این طوری هستند یعنی اكثر مردم این ها توجه خاصی نسبت به مسائل و اینها ندارند.
