
جلسه ۶۴۵
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 17-04-1430
جلسه ۶۴۵
4ببینید اصلا مساله چگونه است كه آدم یك اثبات با ثبوت را متوجه نمیشود كه مقام اثبات هیچوقت به خود ذات و ماهیت شیء برنمیگردد آن ثبوت است كه ذات و ماهیت آن را تعیین میكند وانسان تا به آن ثبوت نرسد این اثباتها نمیتواند برای او راهگشا باشد، مگر این كه چیز بشود حقیقت استعاره استعمال لفظ در غیرموضوعله است ولكن در حقیقت كنایه نه، استعمال لفظ در خود موضوعله است این فرق است منتهی برای استعمال لفظ در غیرموضوعله باید متكلم یك قرینهای را بیاورد اگر قرینه نیاورد اصلا مطلب مشتبه میشود شخص بگوید رأیت اسدا من یك اسدی را دیدم در حالی كه منظورش رجل شجاع است. این كه میگوید منظور این رجل شجاع است تو چرا میگویی رأیت اسداً؟ البته این مساله منافاتی ندارد با آن مساله سكاكی كه در مورد استعاره ما آن را قبول داریم كه در استعاره استعمال لفظ در موضوعله از اول به عنوان استعمال تغییر لغوی نیست، در تغییر لغوی تغییر عقلی است نه این كه تغییر لغوی است در تغییر لغوی و استعمال لفظ در غیرموضوع له این است كه به طور كلی اصلا لغت معنای خودش را عوض كند یعنی اسد چه طور به معنای شیر است حالا فرض كنید شیر را بردارید به جایش درخت بگذارید این اصلا به طور كلی معنای لغوی تغییر میكند، به جای اسد بگذارید مثلا رأیت شجراً یا راًیت ثلعباً یا رأیت ذئباً كه ثعلب كه اصلا به طور كلی آن معنا و مفهوم تغییر پیدا میكند در مورد استعاره باز متكلم لفظ را در خود موضوعله استعمال كرده یعنی وقتی كه میگوید رأیت اسدا مخاطب قبل از این كه فیالحمام را بگوید شما همان اسد را میفهمید رأیت اسدا یك مقدار كه این شیر بودن جا افتاد شخص میگوید كه شیر را دیده چندثانیه بعد میگوید فیالحمام این فیالحمامی كه میگوید آن تغییر عقلی را در این جا دارد اعمال میكند نه استعمال لفظ را در غیرموضوعله، لفظ در موضوعله خودش استعمال شده است منتهی این موضوعله را در مجاز عقلی یك معنای سعی و شمول داده كه رجل شجاع را هم در بر بگیرد و این معنا معنای مبالغهای است اگر معنای مبالغه این نباشد شما همان اسد را بردارید به جایش رجل شجاع بگذاری دیگر هنر نكردی رأیت رجلًا شجاعاً فیالحمام، این كه چیزی نیست این كه شما در اینجا اسد را استعمال میكنید به خاطر این نكته است كه میخواهید بگویید من واقعا اسد دیدم منتهی اسدی كه یال و كوپال ندارد، آن اسدی است كه روی دوپا راه میرود و در حمام هم هست اسد كه در حمام نمیآید جایش در باغات و جاهای دیگر است اما در كنایه از اول همان معنا را شما در نظر میآورید منتهی قرینه هم نمیآورید نه در این جا مجازی قائل شدید نه تغییر و تصرفی شده نه آن معنای مصداقی را عام كردید. دو فرد حقیقی و غیرحقیقی (همان طوركه در استعارات هست) برای آن درنظر گرفتید صاف گفتید فلانی اجاق خانهاش همیشه روشن است خوب راست گفتید ولی آن شخص میفهمد مراد شما از این اجاق خانه روشن است نفس همین وجود خارجی نیست یعنی در كنایه صرفالوجود این مصداق موردنظر نیست نه این كه این صرفالوجود را شما قصد نكردید قصد همین صرفالوجود است ولكن مراد و هدف، و منظور از این امر دیگر است.
