
بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین
تحلیل تفاوتهای ادبی و فقهی در کلام معصومین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا به بحث دقیق فلسفی پیرامون نفی یا اثبات اجزاء عقلی در بسائط و اشکالات وارد بر نظریات موجود میپردازند. در ادامه، با ورود به مباحث ادبی، تفاوتهای ماهوی میان استعاره و کنایه را تبیین کرده و بر لزوم دقت در فهم غرض و غایت کلام معصومین علیهمالسّلام تأکید میکنند. ایشان با اشاره به اهمیت درکِ دقیقِ عبارات اولیاء الهی، به نقد رفتارهای معاندانه در برابر حق پرداخته و مفهوم ناصبی را در بستر تاریخی و امروزی بازخوانی میکنند. در بخش پایانی، با پاسخ به پرسشهای شاگردان، احکام فقهی سقط جنین را با تکیه بر حفظ سلامت مادر و تعریف دقیقِ «انعقاد نطفه» از منظر شرعی و عرفی بررسی کرده و مرزهای جواز و حرمت آن را در شرایط خاص پزشکی مشخص مینمایند.
بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین
4عدم بازگشت مقام اثبات به ذات و ماهیت شیء
ببینید اصلاً مسئله چگونه است كه آدم [تفاوت] اثبات با ثبوت را متوجه نمىشود كه مقام اثبات هیچوقت به خود ذات و ماهیت شیء برنمىگردد و آن ثبوت است كه ذات و ماهیت آن را تعیین مىكند و انسان تا به آن ثبوت نرسد، این اثباتها نمىتواند براى او راهگشا باشد مگر اینكه چیز داشته باشد. حقیقت استعاره استعمال لفظ در غیر موضوعٌ له است ولكن در حقیقت كنایه، استعمال لفظ در خود موضوعٌ له است و این فرق است منتها متكلم باید براى استعمال لفظ در غیر موضوعٌ له یك قرینهاى را بیاورد و اگر قرینه نیاورد اصلاً مطلب مشتبه مىشود مثلاً شخص بگوید: رَأیتُ أسداً؛ من یك اسدى را دیدم، درحالیكه منظورش مرد شجاع است. وقتی منظور این کسی که میگوید مرد شجاع است، تو چرا مىگویى: رأیتُ أسداً؟! البته این مسئله منافاتى با آن مسئلۀ سكاكى كه در مورد استعاره است و ما آن را قبول داریم ندارد كه در استعاره استعمال لفظ در موضوعٌ له از اول بهعنوان تغییر لغوى نیست بلکه تغییر عقلى است.1 در تغییر لغوى و استعمال لفظ در غیر موضوعٌ له اینطور است كه اصلاً لغت بهطورکلی معناى خودش را عوض كند همانطور که اسد به معناى شیر است، حالا فرض كنید شیر را بردارید و بهجای آن درخت بگذارید! اصلاً بهطورکلی معناى لغوى تغییر مىكند. مثلاً بهجای اسد رَأیتُ شجراً یا راًیتُ ثعلباً یا رَأیتُ ذئباً بگذارید كه اصلاً بهطورکلی آن معنا و مفهوم تغییر پیدا مىكند.
در مورد استعاره باز متكلم لفظ را در خود موضوعٌ له استعمال كرده است یعنى وقتى كه مىگوید: رَأیتُ أسداً، مخاطب قبل از اینكه فى الحمام را بگوید شما همان اسد را مىفهمید و یك مقدار كه این شیر بودن جا افتاد که شخص مىگوید كه شیر را دیده است، چند ثانیه بعد مىگوید: فی الحمام، این فی الحمام را كه مىگوید، تغییر عقلى را در اینجا اعمال مىكند نه استعمال لفظ در غیر موضوعٌ له! لفظ در موضوعٌ له خودش استعمال شده است منتها برای این موضوعٌ له، موضوعٌ له را در مجاز عقلى یك معناى سِعى و شمول داده است كه رجل شجاع را هم دربر بگیرد و این معناى مبالغهاى است و اگر معناى مبالغهای نباشد و شما همان اسد را بردارید و بهجای آن رجل شجاع بگذارید که دیگر هنر نكردید! مثلاً بگویید که رأیتُ رَجُلاً شُجاعاً فِىالحَمام، اینكه چیزى نیست.
- . المطول، ص 386.
